تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
غير خدا باشد مربوط به كداميك از طرفين جنگ است ؟ آيا مولاى متقيان امير مؤمنان و يارانش اين را مىخواهند يا مخالفانش و آنها كه عليه حكومت بر حقش قيام مسلحانه و تجاوز كارانه كرده‌اند ؟ فرض اول كه با قرآن و سنت و احاديثى كه در حق امام على بن ابيطالب ( ع ) و دوستداران و پيروان و مخالفانش و در بارهء جنگهاى سه گانهء جمل و صفين و نهروان آمده منافات دارد - احاديثى كه در جلدهاى « غدير » به شرح آورديم و همانها كه پسر عمر نديده يا نديده گرفته است . و در صورت صحت فرض دوم ، يعنى هر گاه مخالفان على ( ع ) و آنها كه عليه او به قيام مسلحانهء تجاوز كارانه دست زده‌اند مىخواسته‌اند كارى كنند كه دين براى غير خدا باشد و جز او پرستيده شود ، چرا پسر عمر پس از خوددارى از بيعت با على ( ع ) دست بيعت به دست معاويه داد ، به دست كسى كه مىخواسته دين براى غير خدا باشد ؟ ! اينها مسائلى است كه در برابر پسر عمر نهاده است . نمىدانم پسر عمر در دادگاه عدل الهى براى اين سئوالات پاسخى دارد يا نه ؟ ! شايد خود را از گير اين سئوالات به دليل نابخردى خويش خلاص كند نابخردىيى كه سلب مسؤوليت اسقاط تكليف مىكند ! شگفتآورتر از اينها آن حرف پسر عمر است كه ابو نعيم نوشته : « وضع ما در بحبوحهء آن كشمكشها ، به مردمى شبيه بود كه در راه راستى كه بلدند مىروند و ناگهان مه غليظ و تاريكىيى آنها را فرا مىگيرد . برخى به راست مىروند و جمعى به چپ و راه گم مىكنند . و ما در آن ميان بر جاى خويش ايستاديم تا خدا آن تاريكى و سرگشتگى را ببرد و راه راست نخستين را دريافتيم و پيمودن گرفتيم . اين جوانان قريش بر سر اين قدرت سياسى و اين دنيا ، با همديگر مىجنگند . براى من اهميتى ندارد كه آنچه اينها بر سرش مىجنگند مال من باشد يا نه به كفش كهنه‌ام » ( 1 ) بايد بدانيم اين مه غليظ و تاريكى ، كى امت را فرا گرفته كه در اثنايش پسر عمر به جاى خود ميخكوب گشته و برقرار مانده است ؟ در دورهء پيامبر ( ص )
هامش
( 1 ) حلية الاولياء 1 / 309 .