برايم حرام گردانيده است و فرموده : با آنان بجنگيد تا فتنه از ميان برخيزد و دين براى خدا باشد . ما اين كار را كرديم و با آنها جنگيديم تا دين براى خدا گشت . اينك شما مىخواهيد بجنگيد تا دين براى غير خدا باشد . » ( 1 )
و اين را از طريق قاسم بن عبد الرحمن ثبت كرده است : « در نخستين شورش داخلى به پسر عمر گفتند : آيا به جنگ بر نمىخيزى ؟ گفت : وقتى بتها ميان ركن و درب كعبه بود جنگيدم تا خداى عز و جل آنها را از عربستان بزدود اينك من مايل نيستم با كسى كه مىگويد » لا إله الا اللَّه « بجنگم . » ( 2 )
بگذار پسر عمر خودش را دينشناستر از همهء اصحاب ، از مهاجران پيشاهنگ گرفته تا انصار بداند از آنان كه در آن كشمكش دوشادوش امير المؤمنين على ( ع ) جنگيدند ، اما آيا خودش را از پيامبر خدا ( ص ) هم دينشناستر مىپندارد كه به اصحابش دستور داد در آن كشمكش امير المؤمنين على ( ع ) را يارى نمايند و به پشتيبانى او برخيزند و به على ( ع ) دستور داده كمر به آن جنگهاى خونين ببندد و از پا ننشيند ؟ ! بنابر اين ، آيا پيامبر اكرم ( ص ) با علم به اين كه دو طرف جنگ داخلى اهل « لا إله الا اللَّه » هستند دستور داد همراه على ( ع ) بجنگند يا بدون اطلاع از آن دستور داد كه خون مسلمانان را بريزند ؟ ! پناه بر خدا ! توبه به درگاه خدا ! آيا پيامبر اكرم ( ص ) مىدانست كه نتيجهء آن جنگ اين خواهد شد كه دين براى غير خدا گردد و با علم به آن تحريض به جنگ كرد ؟ ! يا حضرتش از آن خبر نداشت ، ولى پسر عمر فهميد و از آن جنگ دورى گزيد ؟ ! پناه مىبرم به خدا از ياوه گوئى و هرزه درائى و حرف كفرآلود !
بهانهء پسر عمر چقدر به بهانهء پدرش شباهت دارد ، آن روز كه پيامبر ( ص ) به او دستور داد « ذو الثدية » سر دستهء خوارج را بكشد ، او را نكشت به اين بهانه كه ديد با خشوع و خضوع سر بر آستان خدا نهاده است ! ( 3 )
وانگهى اين كه شركت كنندگان در آن جنگها مىخواهند دين براى
هامش
( 1 ) حلية الاولياء 1 / 292 .
( 2 ) . 1 / 294 .
( 3 ) رك : جلد هفتم « غدير » .