گمراهگر ، جنايت ديگرى مرتكب مىشود كه جنايت و گناه سهمگين اولى را هم نمىشويد . آن نبردها و جنگها كجا « فتنه » و آشوب داخلى بوده كه پسر عمر براى فريفتن افراد ساده لوح و عامى در برابرش اظهار تقدس نموده و دامن خويش را از آن پاك و بر كنار ساخته است ؟ ! واقعيت چنان بوده است كه حذيفهء يمانى - آن صحابى عظيم الشأن - گفته : فتنه و آشوب داخلى در صورتى كه دينت را شناخته باشى به تو زيانى نمىرساند ، فتنه ( و آشوب داخلى گمراهگر و از دين بدر كن ) در صورتى است كه حق و باطل بر تو مشتبه گردد . ( 1 )
پسر عمر مگر دينش را نشناخته و از دينشناسى به دور بود ؟ ! يا مصداق فرمايش الهى بود كه « نعمت خدا را مىشناسند و بعد منكرش مىشوند » ؟ ! آيا پسر عمر از قرآن اين آيه را نشنيده و نفهميده بود : « هر گاه دو دسته از مؤمنان به جنگ پرداختند ميانشان را به صلح آريد ، بعد اگر يكى از آنها به ديگرى تجاوز ( مسلحانه ) كرد با آن كه تجاوز كرد بجنگيد تا به حكم خدا باز آيد . هر گاه باز آمد ميانشان را با عدالت به صلح آريد و دادگرى كنيد ، زيرا خدا دادگران را دوست مىدارد » ؟ ! ( 2 ) آيه اى كه يك مرد عراقى به او فهماند و او را بيچاره و بىجواب ساخت تا براى نجات از منطق برانش پرخاش نمود كه ترا چه به اين آيه ! برو گمشو ! ( 3 )
پسر عمر آيا هدايت را از ضلالت تميز نمىداد ، و برايش حق از باطل مشخص نگشته بود ؟ !
آيا تشخيص نمىداد كداميك از آن دو جماعت متخاصم ، تجاوز كار و مصداق « فئهء باغيه » است ؟ ! مىپنداشت پيامبر گرامى به مسلمانان اطلاع داده و پيش گوئى فرموده بود كه پس از وى فتنهها و آشوب داخلى رخ مىدهد و امتش را مثل پارههاى ابر سياه مىپوشاند و فرا مىگيرد ( 4 ) و معذالك امتش را در كشاكش آن بىراهنما
هامش
( 1 ) فتح البارى 13 / 40 .
( 2 ) حجرات / 9 .
( 3 ) به تفصيل خواهد آمد .
( 4 ) صحيح ترمذى 9 / 49 + مستدرك حاكم 4 / 438 ، 440 + كنز العمال 6 / 31 ، 37 .