تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
و بىدستور رها كرده است تا به گمراهى و هلاكت درآيند ، و راه نجاتشان را ننموده و آنچه به راه حق مىبردشان روشن نساخته و كلمه اى در اين خصوص و در بارهء اين مسألهء خطير و حياتى به زبان نياورده است ؟ پيامبر رحمت آور ، راهنمون برتر از اين است و منزه از چنين پندارهاى نابخردانه اى كه پسر عمر در باره اش نمايد . حضرتش هيچ بهانه اى براى بهانه جويان نگذاشت و راه هر عذر و گريز از وظيفه را بر وى افراد بسته و به همه امكان داده بود تا در كشاكش جنگهائى كه پس از وى در مىگيرد دار و دستهء تجاوزگر مسلح داخلى را بشناسند . و به همين روى ، هر انسان ديندار ، به روشنى دار و دستهء تجاوز كار را از مجاهدان داخلى باز مىشناخت . امير المؤمنين على ( ع ) مىفرمايد : « اين كار ( يعنى جريانات داخلى جامعهء ( اسلامى ) مرا سخت به خود مشغول و اهتمامم را جلب كرده و مرا به تفكر مداوم و بىخوابى واداشته بود و هر كار كردم آن را از ذهنم بدر كنم ، نشد و ديدم راهى جز اين در برابرم نيست كه بجنگم يا به آنچه خدا بر محمد - صلى اللَّه عليه - نازل گردانيده كافر شوم ، زيرا خداى تبارك و تعالى راضى نمىشود كه بندگانش وقتى در كشور ( يا جهان ) از اوامرش سرپيچى مىشود ساكت باشند و گردن نهند و تصديق نمايند و امر به معروف و نهى از منكر نكنند . بنابر اين ديدم جنگيدن برايم آسانتر و تحمل پذيرتر از اين است كه در دوزخ زنجيرهاى گران را بر تن هموار سازم » ( 1 ) آيا پسر عمر گوشش را پنبه كرده بود تا آن نداى قدسى پر طنين توفان آسا را نشنود ، بانگ رسائى را كه خطاب به عائشه مىگفت : « پندارى همين الان است كه سگان » حوأب « به طرفت پارس مىكنند ، در حالى كه تو ظالمانه عليه على مىجنگى . » و به همسرانش مىفرمود : « پندارى همين الان است كه سگان » حوأب « به طرف يكى از شما پارس مىكنند . مبادا تو آن باشى اى دخترك سرخ گونه ! ( اشاره به عائشه ) » و به عائشه كه : « مواظب باش تو آن نباشى ! »
هامش
( 1 ) كتاب صفين 542 .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 84 | جمعي از مترجمين / جلال الدين فارسي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)