بياشاميد تا آنگاه كه بلال اذان بگويد . وليد اين طور يقين دارد و ابن خزيمه و ابن منذر و ابن حبان از چندين طريق از شعبه به همين صورت روايت و ثبت كردهاند .
و نيز طحاوى و طبرانى از طريق منصور بن زاذان از خبيب بن عبد الرحمن به همين صورت ثبت كردهاند .
بيهقى در « سنن » مطلب را چنين نوشته است : عائشه گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : ابن مكتوم مرد نابينائى است ، بنابر اين هر گاه اذان گفت شما بخوريد و بياشاميد تا آنگاه كه بلال اذان بگويد . عائشه مىافزايد كه بلال طلوع فجر را مىديد . و عائشه مىگفت : پسر عمر اشتباه كرده است . ( 1 )
ابن حجر مىنويسد : « ابن عبد البر و عده اى از علماى حديث اظهار داشتهاند كه آن روايت به هم ريخته است و درست آن گونه است كه بخارى نوشته . من متمايل به همين عقيده بودم تا آنكه اين حديث را در صحيح ابن خزيمه از دو طريق ديگر از قول عائشه ديدم ، و بعضى از صورتهاى لفظى آن طورى است كه بعيد مىنمايد اشتباه شده باشد ، اين صورت كه مىگويد : هر گاه عمرو كه نابينا است اذان گفت فريب نخوريد و هر گاه بلال اذان گفت هيچ كس نبايد احتمال خلاف بدهد . اين را احمد ثبت كرده است . ( 2 ) و نيز از عائشه نقل شده كه وى حديث پسر عمر را رد مىكرده و مىگفته : او اشتباه كرده است . اين را بيهقى از طريق دراوردى از هشام از پدرش از عائشه ثبت كرده است و افزوده : عائشه گفت : بلال طلوع فجر را مىديد و گفته : عائشه گفت : پسر عمر اشتباه كرده است . » ( 3 )
احمد حنبل روايتى از طريق يحيى بن عبد الرحمن بن حاطب ثبت كرده است كه پسر عمر گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود ماه بيست و نه روز است . و دستهايش را دو بار بهم زد و بار سوم يك انگشتش را خماند . عائشه گفت : خدا از سر تقصير پسر عمر درگذرد چون او اشتباه كرده است . در حقيقت ، رسول خدا ( ص ) يك ماهه از همسرانش دورى جست و بعد از بيست و نه روز باز آمد . عرض كردند :
هامش
( 1 ) سنن بيهقى 1 / 382 .
( 2 ) مسند احمد حنبل 6 / 186 .
( 3 ) فتح البارى 2 / 81 .