جز اعتراف به عجز بيان .
كدام نكوهش تواند كه بر اين اعتراف وارد آيد در حالى كه اعترافى است به عجز از اقدام به اعجاز ! و مگر جز پيامبران يا تنى چند كه خدا براى دينش پديد آورده و پرورده ، كسى هست كه اعجاز تواند كرد ، همان مردان كه خدا بدون اين كه به مقام پيامبرى نائل آوردشان معجزه ها به دستشان به ظهور رسانده است ؟ ! همانسان كنون ، به دستت آيتى پديدار كرده است كه در قرون و اعصار جاودانه خواهد ماند . به راستى اين آيت جاودانهء تو است كه رمز نبوغ و شخصيت نادرت خواهد بود ، و نسل هاى بشر ، چون صفحات سپيد و درخشانش را ورق بزنند ، به ديدهء بصيرت برگ هاى سيمين شخصيت تو را خواهند نگريست و در خلال سطور تابانش ، قدرت كلك رخشانت را ، و از لابلاى مساعى پر قدرتى كه در آن به كار رفته ، به عظمت كوشش مستمر و پشتكار پهلوانيت پى خواهند برد و به زحمتى كه در راه حق كشيده اى و شورش دليرانه اى كه براى يارى حق و راستى نموده اى ، شورش حماسه آفرين انسانى دلير و قهرمان و رزم آور و غير تمند بگاهى كه به حمايت ناموسش بر مى خيزد و براى دفاع از شرف و افتخارش .
گوارا بادت اين پيروزى عظيم و پرشكوه كه بدست آورده اى ، آن پيروزى كه ترا به مرتبهء قهرمان ايمان نشانده است و به مقام ياوران اسلام . از خداى متعالى مسئلت مى نمايم كه به احترام عزيزترين بندگانش ، و گرامى ترينشان ترا در پناه عنايتش بدارد تا كار تحقيق و تأليف خويش به پايان آرى . و توفيق دهد ت از عهدهء اتمامش برآئى ، و اين از لطف متعالش به دور نباشد و نه از كرم نامتناهيش ، در پايان چون نخست ، بر شما درود مى فرستم و سلام و سپاس مى گويم و رحمت پروردگار برايت مى جويم .
مرتضى آل ياسين ( 1 )
23 رمضان 1371 ه . ق
هامش
( 1 ) استاد مرتضى آل ياسين نويسندهء تفريظ ، برادر دو دانشمند عاليقدر و مشهور است يكى آية الله شيخ محمد رضا آل ياسين كه در آغاز جلد هشتم ( 15 و 16 فارسى ) از ايشان ياد كرديم و ديگرى شيخ راضى آل ياسين مؤلف كتاب ارزندهء " صلح الحسن " كه گوياى مقام علمى و فضائل و سخنورى و قدرت تأليف و نبوغ ادبى او است .