تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
ظاهرا عمر پسرش را به هنگام وفات خويش در همان بىاطلاعى و جهالتى مىدانسته كه در جوانى و در دورهء پيامبر ( ص ) و به هنگام طلاق همسرش بوده است و گر نه همهء كسانى كه به وسيلهء انتخاب به خلافت رسيده‌اند اگر نگوئيم به هنگام تصدى خلافت يا تا آخرين روز حيات - حداقل از اول عمر فقيه و عالم به قوانين اسلامى نبوده‌اند . خود عمر در همين مسأله وضعى شبيه پسرش داشت و حكم طلاق را نمىدانست تا از پيامبر ( ص ) پرسيد ، و فرمود : « به او بگو به زنش رجوع كند ، آنگاه بگذارد زنش پاك شود آنگاه به حالت عادت زنانه درآيد و سپس پاك شود آن هنگام اگر خواست به همسرى نگاهش دارد يا اگر خواست طلاق دهد . » ( 1 ) پس ، اين كه عمر پسرش را به هنگام پيرى در جهالت جوانيش مىداند ، نشان مىدهد كه جهل ملازم و دائمى ، صفتى خاص پسر عمر بوده و با آن جهل هميشگى و سراسر عمر از ديگران متمايز گشته است ! نمىدانم اين چه جهل عميق و ريشه دار و ثابتى بوده و چه مرتبه اى از آن كه پدرش - كسى كه در افكار عمومى و تاريخ اسلام با اخبار عجيبش ( 2 ) شهرت يافته است - او را جاهل و بىاطلاع خوانده است ! كسى كه « عمر » او را جاهل و نادان بخواند نادانيش را حد و اندازه اى نيست ! از اخبارى كه ميزان دينشناسى او را به دست مىدهد يا مىنمايد تا چه حد پيرو هوى و دلخواه بوده و در پى احياى بدعت و ترك تشريع الهى و سنت پيامبر ( ص ) اين است كه نماز جماعت را در سفر تمام و چهار ركعتى و در اقامتگاهش به صورت قصر خوانده است ( 3 ) تا بدعتى را تثبيت و تأييد نمايد كه عثمان در آئين محمد ( ص ) بوجود آورده و دنيا پرستان و طرفداران مسلك و گرايش امويان از قبيل پسر عمر پيروى كرده‌اند ( 4 ) . اين را مالك در « موطأ » ثبت كرده ، و احمد حنبل در « مسند » اين را از قول خودش كه « با پيامبر ( ص ) در منى نماز را دو ركعتى خواندم و نيز با ابو بكر و عمر و با عثمان در قسمت اول حكومتش ، آنگاه تمام خواندم » ! ( 5 )
هامش
( 1 ) صحيح مسلم 4 / 179 . ( 2 ) پاره اى از آن را در جلد ششم نقل كرديم . ( 3 ) موطأ ، مالك 1 / 126 . ( 4 ) رك : غدير ، 8 . ( 5 ) مسند احمد 2 / 16 .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 72 | جمعي از مترجمين / جلال الدين فارسي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)