خواسته ترا به مسخره بگيرد و خود و سربازانش بريشت بخندند . برو يكروز معتكف شو و كفارهء عهدى را كه بسته اى بده . آن مرد نزد من برگشته نظر و سخن ابن عباس را نقل كرد گفتم : چه كسى از ما مىتواند استنباطات فقهى ابن عباس را داشته باشد ! » ( 1 )
شرح حال اين مرد ما را از مقدار علم و اطلاعش از احكام و فقه با خبر مىسازد .
اين چه فقيهى است كه حكم نذر را نمىداند و اطلاع ندارد كه در نذر رجحان آنچه نذر مىشود شرط است و نذر كردن كارهاى بيهوده و آنچه عقلا ناپسند مىباشد باطل است و چنين نذرى منعقد نمىشود و متحقق نمىگردد ؟ ! وانگهى مگر اين مطلب ساده از معضلات و مطالب عاليهء فقه است كه هيچكس غير از ابن عباس قادر به استنباط آن نباشد ؟ !
در جهل و بىاطلاعى وى از دين و فقه همين بس كه بلد نبود زنش را طلاق بدهد ، و چنان كه در « صحيح » مسلم آمده ناتوانى و نادانى مىنمود ( 2 ) و نمىدانست طلاق در هنگامى صورت مىگيرد كه زن از عادت ماهانه پاك گشته و همبسترى هم نكرده باشد . ( 3 ) مسلم در « صحيح » مىنويسد : او زنش را در حالى كه در عادت ماهانه بود سه طلاقه كرد . ( 4 )
به همين لحاظ پدرش او را حتى وقتى بزرگ شده و به سالخوردگى رسيده بود شايسته و لايق خلافت نمىديد ، و وقتى كسى گفتش عبد اللَّه بن عمر را جانشين خود ساز ، گفت : « خدا ترا بكشد ! » به خدا در اين پيشنهادت خدا را در نظر نداشتى . كسى را خليفه گردانم كه بلد نيست زنش را طلاق بدهد ، ؟ ! ( 5 )
هامش
( 1 ) كتاب الآثار 168 .
( 2 ) . 4 / 181 .
( 3 ) صحيح بخارى 8 / 76 + صحيح مسلم 4 / 179 - 183 + مسند احمد 2 / 51 ، 61 ، 64 ، 74 ، 80 ، 128 ، 145 .
( 4 ) . 4 / 181 .
( 5 ) تاريخ طبرى 5 / 34 + تاريخ الكامل ابن اثير 3 / 27 + الصواعق المحرقه 62 + فتح البارى 7 / 54 ، و آن را « صحيح » شمرده است .