تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
اراذلى بود و به همداستانى تبهكارانى كه باقيماندهء قبائل مشرك و مهاجم بودند استناد و استدلال مىنمود و در همان حال به اتفاق و همداستانى رجال صاحبنظر ( اهل حل و عقد ) - كه فرزند مهاجران و انصار بودند و مردان پاكدامن و ديندار در ميانشان بسيار بود - اعتنائى نمىكرد . با يزيد بيعت كرد و با او در كشتن فرزند پيامبر ( ص ) و سرور جوانان بهشتى - حسين بن على ( ع ) - و در قتل عام اصحاب و تابعين و مردم مدينه و هتك نواميس خانواده هاشان همدست گشت و شركت جست . خدا به حساب هر دوشان خواهد رسيد . همين پسر عمر ، كسى است كه يزيد كافر و ملحد و پدر ستمكار و تجاوزگرش - معاويه - و زشتكارانى از قماش آنها را مردان صالح بىنظيرى مىخواند مردان صالحى كه همانند ندارند ! ابن عساكر از چندين طريق روايتى را از قول پسر عمر ثبت كرده است كه ذهبى و نيز سيوطى در تاريخ الخلفا ( 1 ) نوشته‌اند . پسر عمر مىگويد : « ابو بكر را به درستى صديق خوانده‌ايد . عمر را به درستى فاروق ناميده‌ايد چون تير آهنى است . پسر عفان ذو النورين بناحق و مظلومانه كشته شده و دو بار رحمت به او ارزانى خواهد شد . معاويه و پسرش دو پادشاه سرزمين مقدسند . و سفاح و سلام و منصور و جابر و مهدى و امين و امير العصب همگى از قبيلهء كعب بن لوى هستند و همگى صالح و بىنظيرند ! » به اين عبارت نيز آمده است : « دوازده خليفه بر اين امت فرمانروائى خواهند داشت : ابو بكر صديق كه خوب اسمى برايش گذاشته‌ايد ، عمر فاروق كه تير آهنى است و درست ناميده‌ايد ، عثمان بن عفان ذو النورين كه بناحق و مظلومانه كشته شده و دو بار رحمت به او ارزانى خواهد شد ، دو پادشاه سرزمين مقدس معاويه و پسرش ، سپس سفاح خواهد بود و منصور و جابر و امين و سلام ( 2 ) و امير العصب كه نظيرشان ديده نشده و كس نشناخته است و همگى از قبيلهء
هامش
( 1 ) - ص 140 . ( 2 ) - كلمهء « مهدى » كه دوازدهمين خليفه است از اين عبارت افتاده است در حالى كه در ديگر روايات وجود دارد ! .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 66 | جمعي از مترجمين / جلال الدين فارسي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)