مىگذاشتم اطمينان خاطر داشتم « ؟ ! ( 1 )
چرا در جواب كسانى كه به او گفتند : براى چه وليعهد تعيين نمىكنى ؟
مىگفت : « اگر ابو عبيدهء جراح مىبود او را به حكومت مىگماشتم و چون به - درگاه پروردگارم بازخواست مىشدم كه چرا او را به جانشينى خويش بر امت محمد ( ص ) گماشتهام ، مىگفتم : از بنده و دوستت شنيدم كه مىگفت : هر امتى امينى دارد و امين اين امت ابو عبيدهء جراح است . و اگر خالد ( بن وليد ) زنده مىبود او را به خلافت مىگماشتم و چون به درگاه پروردگارم بازخواست مىشدم كه چه كسى را بر امت محمد خليفه ساخته اى ؟ مىگفتم : از بنده و دوستت شنيدم كه در بارهء خالد مىگفت : يكى از شمشيرهاى خدا است كه بر سر مشركان آخته است » ؟ ! ( 2 )
چرا مىگفت : « اگر ابو عبيده ( ى جراح ) مىبود مشورت نمىكردم و او را به جانشينى بر مىگزيدم ، و در صورتى كه در اين باره بازخواست مىشدم جواب مىدادم : كسى را كه امين خدا و امين پيامبر او است به خلافت برداشتهام » ( 3 ) ؟ !
در جلد پنجم ملاحظه كرديد كه عائشه به عبد اللَّه بن عمر مىگويد : « فرزندم ! به عمر سلام برسان و بگو : امت محمد را بىسرپرست مگذار و جانشينى بر ايشان بگمار و آنان را پس از خويش وامگذار ، زيرا من از خطر فتنه بر ايشان بيمناكم . »
عبد اللَّه بن عمر نزد پدر آمده پيغام عائشه را مىرساند . عمر مىگويد : « چه كسى را مىگوئى به جانشينى برگزينم ! اگر ابو عبيدهء جراح مىبود او را جانشين خويش ساخته عهده دار حكومت مىكردم و چون به درگاه پروردگارم وارد گشته و بازخواست مىشدم كه چه كسى را بر امت محمد گماشتى ؟ مىگفتم : پروردگارم ! از بنده و پيامبرت شنيدم كه هر امتى امينى دارد و امين اين امت ابو عبيدة بن جراح است .
همچنين در صورتى كه معاذ بن جبل زنده مىبود او را به جانشينى بر مىگزيدم و چون به درگاه پروردگارم در مىآمدم و از من مىپرسيد : چه كسى را بر امت محمد گماشتى ؟ جواب مىدادم : پروردگارم ! از بنده و پيامبرت شنيدم كه معاذ بن جبل در
هامش
( 1 ) - طبقات ابن سعد ، چاپ ليدن ، 3 / 248 .
( 2 ) - تاريخ ابن عساكر 5 / 102 .
( 3 ) - تاريخ ابن عساكر 7 / 160 .