و ساجى و ابن جارود او را در شمار راويان ضعيف نام بردهاند . ( 1 ) او از يزيد بن سفيان نقل مىكند . در بارهء يزيد بن سفيان ، ذهبى مىگويد كه ابن معين او را ضعيف شمرده است . نسائى او را متروك خوانده است . ابن شعبه مىگويد : اگر يك درهم به او بدهند يك حديث جعل مىكند . نوشتهء حديثى دارد كه ابن حبان بر آن ايراد و اعتراض دارد . ابن حبان مىگويد : نوشتهء وارونه اى است كه به احاديثى كه در آن به تنهائى آمده از آن جهت كه پر از اشتباه است و مخالف روايات راويان « ثقه » قابل استدلال و استناد نيست . عقيلى در بخش راويان ضعيف مىگويد : در نقل روايت به عنوان راوى شناخته نشده است و روايتش قابل پيروى نيست ( 2 ) . اين شخص از عبد اللَّه بن شرحبيل نقل مىكند و وى از مردى از قريش ! خدا مىداند كه او كيست و آيا به دنيا آمده يا هنوز آفريده نگشته است ! و او از زيد بن ابى اوفى .
رجال طريق روائى دوم عبارتند از :
عبد الرحيم بن واقد واقدى خراسانى كه از شعيب اعرابى روايت مىكند .
خطيب بغدادى مىنويسد : در روايت وى نادرستىها و زشتىهاست ، زيرا از راويان ضعيف و مجهول نقل شده است ( 3 ) . اين شخص از شعيب بن يونس اعرابى نقل مىكند و وى از جمعى راويان ضعيف يا ناشناسى كه خطيب بغدادى در ذكر عبد الرحيم واقدى به آنان اشاره كرده است . از موسى بن صهيب كه ابن حجر در « لسان الميزان » مىگويد : تقريبا ناشناس است . از يحيى بن زكريا كه ابن عدى در باره اش مىگويد : حديث جعل مىكرد و مىدزديد . و ابن جوزى پس از ذكر روايت باطل و بىاساس مىگويد : اين روايت بدون شك جعلى است و يحيى متهم به جعل است . يحيى بن معين مىگويد : او دجال و دغلباز اين امت است ( 4 ) . او از عبد اللَّه بن شرحبيل از مردى از قريش نقل كرده است و اين موجودى كه اسناد اين روايت به او منتهى مىشود و ممكن است آفت روايت
هامش
( 1 ) - ميزان الاعتدال 2 / 156 + لسان الميزان 4 / 76 .
( 2 ) - ميزان الاعتدال 3 / 312 + لسان الميزان 6 / 288 .
( 3 ) - تاريخ الخطيب 11 / 85 .
( 4 ) - لسان الميزان 6 / 253 .