تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
مىبرم ! فرمود : آنچه را پيامبران پيش از من به ميراث نهادند . پرسيد : پيامبران پيش از تو چه به ميراث نهادند ؟ فرمود : كتاب پروردگارشان و سنت پيامبرشان را . و تو با فاطمه دختر من در كاخى كه در بهشت دارم با من خواهى بود ( و تو برادر و رفيق منى . ) ( 1 ) آنگاه پيامبر خدا اين آيه را خواند : برادرانى ( نشسته ) بر جايگاه‌هاى رو در رو . دوستانى در راه خدا كه به يكديگر مىنگرند . « ابو عمر در « استيعاب » در شرح حال زيد بن ابى اوفى - راوى اين روايت - مىگويد : وى حديث برادرى را به تمامى نقل كرده است . فقط در سند آن « ضعف » و سستى هست . ابن حجر در « اصابه » مىگويد : ابن ابى حاتم و حسن بن سفيان و بخارى - در تاريخ الصغير - روايت وى را از طريق ابن شرحبيل از يكى از قريش از زيد بن ابى اوفى روايت كرده‌اند . مىگويد : به نزد پيامبر خدا ( ص ) در مسجد مدينه رفتم . بنا كرد به گفتن اين كه فلانى كجاست ؟ فلانى كجاست ؟ و همچنان جوياى ايشان شده و از پى ايشان مىفرستاد تا به حضورش گرد آمدند . آنگاه حديثى را كه در عقد پيمان برادرى از طرف پيامبر ( ص ) هست ذكر مىكند . و براى اين حديث ، چندين طريق روائى هست بنقل از عبد اللَّه بن شرحبيل . ابن سكن مىگويد : حديثش از سه طريق روايت گشته كه هيچيك از آنها به صحت نپيوسته است . بخارى مىگويد : معلوم نيست كه از يكديگر شنيده باشند ، و نه ديگرى چنان روايت كرده است . بعضى از ايشان آن را از ابن ابى خالد از عبد اللَّه بن ابى اوفى روايت كرده‌اند كه صحيح نيست . از سه طريق روائىيى كه به آن اشاره كرده‌اند ، دو طريق را يافته‌ايم : يكى طريق ابو اسحاق ابراهيم بن محمد بن سفيان كه مجهول است . وى از محمد بن يحيى بن اسماعيل سهمى تمار نقل مىكند . در بارهء اين شخص دارقطنى مىگويد : مايهء خشنودى نيست . او از نصر بن على نقل مىكند كه اگر همان جهضمى باشد - چنان كه مىنمايد كه هم او باشد - ثقه است . و وى از عبد المؤمن بن عباد نقل كرده است كه ابو حاتم او را « ضعيف » شمرده و بخارى گفته حديثش قابل پيروى نيست ،
هامش
( 1 ) - اين افزوده در بعضى روايات وجود دارد .