تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
بر ديگرى پيشى نگيرد و نه پس ماند . مثلا در روايت تسبيح گوئى ريگها چنين آمده است : ابو بكر آمده سلام كرد ، بعد عمر آمده سلام كرد ، سپس عثمان آمده سلام كرد ، آنگاه على آمده سلام كرد ! يا در روايت « بوستان » از قول انس چنين آمده : ابو بكر آمد ، بعد عمر آمد ، سپس عثمان ( 1 ) در روايت « چاه اريس » از قول ابو موسى چنين : ابو بكر آمد ، بعد عمر آمد ، سپس عثمان ( 2 ) در روايتى كه مىگويد پيامبر ( ص ) بر بستر آرميده بود و از او اجازهء ورود خواستند ، از قول عائشه چنين : ابو بكر اجازه خواست ، بعد عمر آمده اجازه خواست ، سپس عثمان ( 3 ) در روايت « ران و زانو » چنين : ابو بكر اجازه خواست ، بعد عمر آمده اجازه خواست ، سپس عثمان ( 4 ) در روايت جابر چنين : اكنون مردى از اهل بهشت فرا خواهد رسيد ، و ابو بكر در رسيد ، بعد عمر در رسيد ، سپس عثمان ( 5 ) در روايت « يكى از بوستانهاى مدينه » از قول بلال چنين : ابو بكر آمده اجازه خواست ، بعد عمر آمد ، سپس عثمان . ( 6 ) در حديث « بشارت بهشت » از قول عبد اللَّه بن عمر چنين :
هامش
( 1 ) - رك : غدير 5 . ( 2 ) - رك : دو صحيح مسلم و بخارى + ديگر كتابها + تاريخ ابن كثير 6 / 204 به تنهائى كافى است . ( 3 ) - رك : غدير 9 . ( 4 ) - رك : غدير 9 . ( 5 ) - مجمع الزوائد ، هيثمى 9 / 57 . ( 6 ) - فتح البارى 7 / 30 .