و مىگويد قزعه ارزشى ندارد ( 1 ) .
24 - حافظ عاصمى در « زين الفتى ، شرح سورهء هل اتى » روايتى ثبت كرده است از طريق حاكم ابى احمد از ابى ميمون - احمد بن محمد بن ميمون بن كوثر بن حكيم همدانى در حلب - از اسحاق بن ابراهيم بن اخيل عبسى از ميسر ( 2 ) بن اسماعيل از كوثر بن حكيم همدانى از نافع از پسر عمر ، منسوب به پيامبر ( ص ) كه « دلسوزترين فرد امتم براى امتم ابو بكر است و آنكه بيش از همه حكم خدا را گرامى مىدارد ، عمر است . و پرشرمترين فردش عثمان و واردترينش به قضا على و استادترينش در قرائت قرآن ابى ، و فريضه شناسترينش زيد بن ثابتور است سخنترينش ابوذر و حلال و حرام شناسترينش معاذ بن جبل و علامهء اين امت عبد اللَّه بن عباس ، و هر امتى امينى دارد و امين اين امت ابو عبيدهء جراح است . »
در سند روايت ، عده اى ناشناس وجود دارد كه يكى از ديگرى نقل مىكند تا مىرسد به « كوثر » و او چنان كه ابو زرعه مىگويد : « ضعيف » و سست روايت است . يحيى بن معين مىگويد : بىارزش است . احمد بن حنبل مىگويد :
رواياتش باطل و بىاساس است و ارزشى ندارد . دارقطنى و ديگران مىگويند :
مجهول است . و هم او مىگويد : « ضعيف » و زشت روايت است . جوزجانى مىگويد : در محضر درس من نوشتن روايات او روا نيست ، زيرا او متروك است .
ابن عدى مىگويد : عموم رواياتش غير محفوظ است . ابن ابى حاتم مىگويد :
از پدرم در بارهء او پرسيدم ، گفت : سست روايت است . پرسيدم : متروك است ؟
گفت : نه ، و از او حديثى راست و استوار سراغ ندارم و او بىارزش است .
ساجى مىگويد : ضعيف است . برقانى و دارقطنى مىگويند : متروك الحديث است . حاكم و ابو نعيم مىگويند : رواياتى نامعلوم و نادرست نقل كرده است .
عقيلى و دولابى و ابن جارود و ابن شاهين او را در رديف راويان ضعيف ذكر
هامش
( 1 ) - ميزان الاعتدال 2 / 245 + لسان الميزان 2 / 23 .
( 2 ) - چنين نوشته است لكن صحيح « بشر بن اسماعيل » است . اينجا در پى تشخيص نام اين شخص نيستيم زيرا « بشر » نيز مانند « ميسر » چنان كه در لسان الميزان آمده مجهولى ناشناس است .