مىگويد : از مالك احاديث بسيارى نقل كرده كه قابل پيروى نيست . حاكم مىگويد : بر محمد ( يعنى بخارى ) عيب گرفتهاند كه چرا روايات او را ثبت كرده است و به او طعنه زدهاند ( 1 ) .
15 - ابن عساكر روايتى ثبت كرده است از طريق سليمان بن بلال بن ابى درداء عزيز ( 2 ) بن زيد انصارى از پدرش كه « پيامبر ( ص ) را در حالى ديد كه ابو بكر در طرف راستش بود و عمر در طرف چپش ، و فرمود : چنين خواهيم بود ، بعد چون خواهيم مرد ، آنگاه به همين سان برانگيخته خواهيم شد و سپس بدين گونه به بهشت در خواهيم آمد . » ( 3 )
اين سند اولا با وجود سليمان كه دچار اختلال حواس بوده و سست روايت شمرده شده ، سست است ، وانگهى بلال بن ابى درداء وجود دارد كه علماى رجال براى او فرزندى كه از وى روايت كند ياد ننمودهاند و از او اسمى در فرهنگ رجال و راويان حديث نيست . و درست چنين است : سليمان از بلال از پدرش .
و در اين طبقه از رجال حديث ، چندين سليمان وجود دارد كه يا دروغساز و جاعل است يا سست روايت و ساقط و متروك يا ناشناخته و زشت روايت و مجهول .
همچنين به علت وجود « بلال » سست است ، زيرا او پيامبر ( ص ) را درك نكرده و نه از حضرتش روايت نموده است .
ابو زرعه مىگويد : در طبقه اى كه پس از اصحاب مىآيد بلال بن ابى درداء هست كه به سال 92 يا 93 هجرى وفات يافته و در حكومت يزيد قاضى دمشق بوده و پس از يزيد نيز تا آنكه عبد الملك بر كنارش نموده است . و از اين سخن پيدا است كه چه بهره اى از دين و درستكارى داشته و چقدر « ثقه » و مورد اعتماد تواند بود ! ديگر رجال سند نامشان حذف گشته و هيچيك از آنها را نمىشناسيم تا نظر در باره اش بدهيم ، و چنين روايتى هيچ حقى و حقيقتى را به
هامش
( 1 ) - ميزان الاعتدال 1 / 93 + تهذيب التهذيب 1 / 248 + لسان الميزان 2 / 154 .
( 2 ) - در نسخه چنين آمده است و درست و آنگونه كه مورد اتفاق است « عويمر » است و او همان ابو درداء معروف .
( 3 ) - تاريخ ابن عساكر 6 / 246 .