يوسف مسمعى پدر على - كه نامش در سند طبرانى به نقل از حبان ، رقبان ، رقنار ، رمنان از خالد بن عمرو اموى از سهل آمده - به ثبت رسانده است ، در حالى كه طبقهء على مستلزم حذف سه تن از رجال سند طبرى است . ( 1 )
13 - از عبادة بن صامت روايت شده كه « به تنهائى با پيامبر خدا ( ص ) بودم .
پرسيدم : كداميك از اصحابت برايت دوست داشتنىترند تا او را كه دوست مىدارى آن چنان كه دوست مىدارى دوست بدارم ؟ فرمود : گفتهام را تا زندهام پنهان نگه خواهى داشت اى عبادة ! گفتم : آرى . فرمود : ابوبكر ، بعد عمر ، سپس على .
آنگاه خاموش گشت . پرسيدم : بعد كه اى پيامبر خدا ! فرمود : چه كسى ممكن است پس از اينها باشد جز زبير و طلحه و سعد و ابو عبيده و معاذ و ابو طلحه و ابو ايوب و تو اى عباده ! و ابى بن كعب و ابو درداء و ابو مسعود و ابن عوف و ابن عفان ، آنگاه اين جماعت بردگان آزاد شده : سلمان و صهيب و بلال و سالم بردهء آزاد شدهء ابى حذيفه . اينها اصحاب خاص منند و همهء اصحابم برايم عزيزند و دوست داشتنى گر چه برده اى حبشى باشد « ابو عبد اللَّه صنابحى مىگويد : از عباده پرسيدم : حمزه و جعفر را ذكر نكرد ؟ عباده گفت : آن دو روزى كه در اين خصوص از او پرسيدم ، به شهادت رسيده بودند و اين در اواخر عمر حضرتش بود . . . ( 2 )
شگفت نيست كه پيامبر عظيم الشان از اظهار آنچه مورد نياز امتش مىباشد خوددارى ورزد و براى سئوال كننده شرط كنند كه فرمايشش را تا آخر عمرش مكتوم دارد ، در حالى كه روزهاى آخر عمرش را مىگذراند ؟ ! مگر حضرتش نبوده كه بنابر نوشته « خجندى » به عائشه فرمود : « دوست داشتنى مرد برايم على است و گرامىترين على » و « دوست داشتنى فرد مردم در ميان مردان برايم على است » و « على براى من از همه شان دوست داشتنىتر است و براى خدا نيز از همه شان دوست داشتنىتر است » ؟
آيا اصحاب پس از آن همه آيات و احاديث كه در حق مولاى ما امير المؤمنين
هامش
( 1 ) - رك : ميزان الاعتدال 1 / 3 + اصابه 2 / 90 + لسان الميزان 3 / 123 و 4 / 261 و 5 / 435 .
( 2 ) - تاريخ ابن عساكر 5 / 38 و 7 / 210 .