تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
تعظيم و تكريم در حق نسل شجرهء معروفى كه در قرآن به وصف درآمده است ؟ ! پناه بر خدا از بيهوده گوئى و مبالغه در فضيلت تراشى و نسنجيده و ياوه گفتن در بارهء اين و آن ! 12 - ابن عساكر و ابن مندة و خلعى و طبرانى و عقيلى ، از سهل بن يوسف بن سهل بن مالك ، از پدرش از جدش چنين ثبت كرده‌اند : « وقتى پيامبر ( ص ) از حجة الوداع به مدينه برگشت ، به منبر رفته پس از سپاس و ستايش خدا فرمود : مردم ! ابو بكر به هيچوجه مرا نيازرده پس اين حق را براى او بشناسيد . مردم ! من از ابو بكر و عمر و عثمان و على و طلحه و زبير و سعد و عبد الرحمن بن عوف و مهاجران نخستين خشنودم ، پس اين حق را براى آنان بشناسيد . مردم ! خدا از مجاهدان « بدر » و « حديبية » در گذشته است . مردم ! احترام مرا در مورد اصحاب و خويشاوندان و دامادهايم نگهداريد ، مبادا خدا شما را به خاطر ستمى كه بر يكى از ايشان روا داشته‌ايد ، بازخواست كند ، زيرا عذرتان پذيرفته نخواهد بود . مردم ! زبان خويش از بدگوئى مسلمانان باز گيريد ، و چون تنى از مسلمانان درگذشت از او به نيكى ياد كنيد . » ( 1 ) ابن عبد البر در « استيعاب » مىنويسد : « روايتش ( يعنى روايت سهل بن مالك ، بر وجود خالد بن عمرو قرشى اموى مىچرخد و او زشت روايت است و روايتش متروك . » و پس از ذكر اين روايت مىگويد : « روايتى زشت و جعلى است . در بارهء وى گفته‌اند كه از انصار است ، لكن اين سخن صحيح نيست . و در سند روايتش افراد ناشناخته و مجهولى كه به ضعف روايت مشهورند قرار دارند و روايتش بر وجود سهل بن يوسف بن مالك بن سهل مىچرخد كه از پدرش از جدش روايت مىكند و جملگى ناشناخته‌اند . » ( 2 ) ابن منده مىگويد : « روايتى عجيب و بيگانه است كه بدين صورت نديده ايمش . » عقيلى مىگويد : « سندش مجهول است و قابل پيروى نيست . » عجيب
هامش
( 1 ) - تاريخ ابن عساكر 6 / 127 + استيعاب 2 / 572 . ( 2 ) - استيعاب 2 / 573 .