تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
4 - عمار ياسر در نطقى در صفين مىگويد : « بندگان خدا ! همراه من به سوى جماعتى روانه شويد كه به ادعاى خويش ، در پى خونخواهى كسى هستند كه بر خود ستم مىورزيد و بر بندگان خدا ، به وسيله اى جز آنچه در كتاب خدا هست حكومت مىكرد . او را مردان صالحى كشتند كه تجاوزگرى را ، تقبيح مىنمودند و به احسان و نيكوكارى ، امر مىكردند . اينهائى كه اگر زندگى دنياشان در امان باشد به زوال اين دين هيچ اهميتى نمىدهند پرسيدند : چرا او را كشتيد ؟ گفتيم : به سبب بدعتهايش . گفتند : هيچ بدعتى مرتكب نگشته است . اين را از آنجهت گفتند كه او ايشان را بر مال و منال دنيا مسلط كرده بود به طورى كه مىخوردند و مىچريدند و اگر كوه‌ها بر سرشان فرو مىريخت به خود نمىآمدند . به خدا فكر نمىكنم اينها در پى خونخواهى او باشند ، زيرا مىدانند او ظالم بوده است . اينها مزهء لذائذ دنيا را چشيده‌اند و از آن خوششان آمده و خواهان دوام و ادامه اش شده‌اند و ضمنا فهميده‌اند اگر صاحب حق ( يا مجرى قانون اسلام ) دستش به آنها برسد ميان آنها و آنچه مىخورند و مىچرند مانع و حايل خواهد گشت . ضمنا آنان سابقهء درخشانى در اسلام ندارند كه به وسيلهء آن در خور فرمانروائى و حكومت گردند و مردم از آنان اطاعت نمايند . ناچار پيروان خود را با اين سخن گول زده‌اند كه پيشواى ما بناحق و مظلومانه كشته شده است . تا به اين وسيله ديكتاتور و پادشاه بشوند . و اين حيلهء بدخواهانه اى است كه به وسيله اش بدين موقعيت رسيده‌اند كه مىبينيد ، و اگر اين حيله نبود از مردم حتى دو نفر هم با اينها بيعت نمىكردند . » ( 1 ) 5 - عبد اللَّه بن بديل بن ورقاء خزاعى در نطقى مىگويد : « امير المؤمنين ! اين جماعت اگر خواستار خدا بودند و براى خدا كار مىكردند با ما مخالفت نمىورزيدند . اما اينها از آن جهت با ما مىجنگند كه از برابرى حقوق گريزانند
هامش
( 1 ) - كتاب صفين 361 + تاريخ طبرى 6 / 21 + شرح ابن ابى الحديد 1 / 504 + تاريخ الكامل ابن اثير 3 / 123 + تاريخ ابن كثير 7 / 266 + متن از كتاب صفين ابن مزاحم است .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 104 | جمعي از مترجمين / جلال الدين فارسي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)