ننگى است براى آنها در دنيا ، و در آخرت عذابى سهمگين براى آنها خواهد بود . » ( 1 )
پس چرا خليفه با كشتن او ريشهء آن آشوبها را برنكند ؟ آيا خشونت و شدت عمل و مجازاتش را منحصر كرده بود به بهترين و پاكترين شخصيتهاى امت محمد ( ص ) و بر اين اساس بود كه آنهمه سختگيرى و پرخاشگرى و تعدى را كه بشرح آورديم ( 2 ) در حقشان روا داشت ؟
گرفتيم كه عبد اللَّه بن سبا بوده كه مردم شهرستانهاى مختلف را به مخالفت و مبارزه با عثمان برانگيخته است ، آيا او آن خبرها و شايعات را بدون اينكه با رويه و كارهاى عثمان و عمالش مطابقت و رابطه داشته باشد ساخته و جعل كرده است ؟ و بر اثر آن ملت و برجسته ترين چهرههاى مهاجر و انصارى عليه وضع و حالتى كه وجود نداشته برخاسته و ضديت نمودهاند ؟ يا نه ، آنچه او ميگفته و شايع ميكرد درست همان جرائم و گناهان و خلافكاريها بوده كه عثمان و استانداران و عمالش مرتكب شدهاند ، و بر اثر آن ملت براى زدودن آن وضع و رويهء ناروا قيام كرده و قيامش جنبشى دينى بوده بانگيزهء وظيفه اى كه هر مسلمان براى تطبيق جامعه و رويهء اداره و نظام حكومت با مبادى و مقررات اسلام دارد ، و به همين سبب همهء مسلمانان به آن نهضت پيوستهاند ، گرچه آن يهودى زاده براى منظورهاى خاصى خود را در جريان نهضت جا زده باشد ؟ و ميدانيم بسا نهضت اصولى و پاك بوده كه اين گونه عناصر ناباب خود را بدرونش جا زدهاند و اين پديدهء طبيعى هيچ از قدر و اهميت و پيراستگى آن نهضت نكاسته است .
باز اگر آنچه عبد اللَّه بن سبا به ايشان گفته و تلقين كرده نسبتهاى ناروا و دروغين بوده است چرا - وقتى هيئتهاى اعزامى مردم شهرستانها به مدينه آمدند - مردم مدينه و مهاجران و انصار كه شاهد گفتار و كار و رويهء عثمان بودند به آنها نگفتند اين مرد از آن اتهامات مبرا است و شايعاتى كه در اطرافش پراكندهاند بىاساس است ؟
وانگهى چرا با آنان همدست و همداستان گشتند ، و بالاتر از اينها در نهضت ضد حاكم
هامش
( 1 ) مائده 33 .
( 2 ) در اين جلد و در جلد هشتم .