تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
را بدست گرفت . سپس براى آنان چنين گفت : عثمان حكومت را بناحق ( و بر خلاف قانون اسلام ) بدست گرفت و اينكه وصى پيامبر خدا ( ص ) موجود است . بنابر اين براى استقرار حكومتش به پا خيزيد و جنبش كنيد و از انتقاد و حمله به فرماندهانتان شروع كنيد و تظاهر به امر بمعروف و نهى از منكر نمائيد تا مردم بسوى شما جلب شوند و آنان را به برقرارى حكومت وصى پيامبر ( ص ) دعوت كنيد . پس مبلغان خويش بهر سو پراكند و با كسانى كه آمادگى شورشگرى در شهرستانها را داشتند بناى مكاتبه را گذاشت ، و آنان نيز با او مكاتبه مينمودند و در پنهان ديگران را به عقيدهء او مىخواندند و تظاهر به امر بمعروف و نهى از منكر ميكردند ، و نامه‌هاى جعلى به استانها و شهرستانها مىفرستادند متضمن معايب حكام و بدگوئى از آنها ، و رفقايشان همينگونه مكاتبه با ايشان داشتند . اين جماعتها در هر شهر به اهالى شهرهاى ديگر اخبار جعلى ميفرستادند و هر يك در ميان مردم شهرشان آنچه را از شهرهاى ديگر رسيده بود مىخواندند ، تا نوبت اين كار به مدينه رسيد . سراسر كشور را از انتشارات و تبليغات خويش پر كردند . آنها قصدى جز آنچه به ظاهر مينمودند داشتند و در پنهان چيزهائى جز آنچه اظهار ميكردند ميگفتند . در نتيجه ، اهالى هر شهر و استان با خود ميگفتند ما از آنچه مردم آن استان به آن دچار و گرفتارند در امانيم . در آنميان مردم مدينه وضعى استثنائى داشتند زيرا خبرهائى كه در آنجا پخش ميشد از همهء شهرستانها و استانها رسيده بود و آنان با خود ميگفتند ما از آنچه همهء مردم به آن دچار و گرفتارند در امانيم . محمد و طلحه ( 1 ) از اين جا نقل ميكنند و ميگويند : بر اثر آن ( خبرها و شايعات ) پيش عثمان آمده از او پرسيدند : اى امير المؤمنين ! آيا براى تو نيز دربارهء مردم همان خبرها و نامه‌ها كه به ما ميرسد ميآيد ؟ گفت : نه ، به خدا جز خبر خوش و خير نميآيد . گفتند : براى ما آمده است . و آنچه بايشان رسيده بود شرح دادند . گفت : شما شركاى من ( در حكومت و ادارهء عمومى ) هستيد و ناظران
هامش
( 1 ) دو نفرى كه اين روايت تاريخى نادرست به آنها نسبت داده شده و از قول آنها نقل گشته است .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 53 | جمعي از مترجمين / جلال الدين فارسي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)