مىكند و كشتن كسى كه به تجاوز مسلحانه مبادرت جسته و بعد در ادامهء تجاوزش به جنگ مىپردازد و كشتن كسى كه در راه دريافت حقى ايجاد مانع كند و در اين ممانعت گردنفرازى نموده و كار را به جنگ مىرساند . آنچه مسلم است تو به تجاوز مسلحانه مبادرت كرده اى و مانع دريافت و تحقق حقى گشته اى و در برابر تحقق آن ايستاده و گردنفرازى نموده اى . . .
عبد اللَّه بن ابى سفيان بن حارث در شعرى ميگويد :
او را به شاهنشاه ايران تشبيه نمودم و واقعا همانند اوست
طرز اداره و عقيده و مالياتگيريش شبيه شاهنشاه است
از اين گونه سخنان دربارهء عثمان بسيار گفتهاند . برخى محكم و با دلالتى قطعى است ، و پاره اى نيمه روشن و چند جنبه اى است و به يكديگر ميمانند .
در برابر معارضه و مقابله اى كه ميان اصحاب پيامبر و جمعيت كثيرى از معاريف و مشاهير جامعه از يكسو و عثمان از سوى ديگر رخ داده است نميتوان جز يكى از دو اظهار نظر مختلف را پذيرفت و در حقيقت دو راه بيشتر نداريم كه بايستى يكى را بر حسب فطرت سليم خويش اختيار نمائيم : يكى اين كه يكتن را كه در منجلاب خلافكارىهاى پياپى و بدعتها ميلوليده تخطئه نمائيم ، و ديگر اين كه جمعى هزاران نفره را گمراه بشماريم ، جمعى را كه تشكيل ميشوند از پيشوايان و دانشمندان و حكيمان و مردان صالح و راستروى كه بعقيدهء ما در حق بعضى از آنان احاديث و نظريات صريحى ارائه گشته حاكى از فضائل و صلاح و مكارمشان ، و بعقيدهء اهل سنت همهء آنان صالح و راستروند و گفته و كرده شان حجت است . هرگاه پاى اجتهاد و مجتهد بودن به ميان آيد - چنان كه در اين گونه مواقع بميان ميآورند - براى هر دو طرف قضيه بميان خواهد بود نه فقط براى عثمان ، و نميتوان گفت عثمان مجتهد بوده و خطا كرده است يا گفت آنجماعت انبوه مجتهد بودهاند ولى متأسفانه در اجتهاد خويش و استنباط نظر و حكم شرعى دچار اشتباه گشتهاند . در اين صورت اگر گفته شود عثمان كه يكتنه يكطرفه معارضه و اختلاف را تشكيل ميداده در اجتهاد و استنباط حكم شرعى موفق و بر صواب بوده و
الغدير ( فارسي ) — صفحة 51
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٥١