خواندن ، و دفنش ، و دفنش در گورستان مسلمانان و آن سخنان تند كه بر او گفتند و اهانت و تحقيرى كه با سنگباران جنازه و شكستن دنده اش روا داشتند . اينها با فاسق بودن جمع اصحاب پيامبر ( ص ) را ثابت مىكند يا انحراف عثمان را از راه راست دين .
زيرا اصحاب رسولخدا ( ص ) بنوعى در آنچه بر عثمان و بر نعش او رفته است شركت و مسؤوليت داشتهاند . بعضى در اين كارها مباشرت و شركت عملى داشتهاند و برخى او را در برابر اين كارها بيدفاع و خوار گذاشتهاند ، يا به انجام آن كارها تحريك و ترغيب كرده ، يا اظهار خشنودى نموده ، يا آن را تشويق كرده و آفرين خواندهاند . و در همانحال آيات قرآن و احكام الهى در مورد اين گونه كارها در گوششان طنين انداز بوده است ، اين آيت كه « انسانى را كه خدا كشتنش را جز بموجب قانون الهى حرام شمرده نكشيد » و اين كه « هر كه انسانى را بدون اينكه كسى را كشته باشد يا در جهان تباهگرى كرده باشد بكشد چنان است كه مردم همگى را كشته باشد » و اين فرمايش الهى « كه هر كه عمدا مؤمنى را بكشد سزايش دوزخ است و جاودانه در آن خواهد بود و خشم خدا و لعنتش بر او خواهد بود و خدا براى او عذابى سهمگين مهيا كرده است . » و بسيار حديث از پيامبر گرامى در اين زمينه هست و همه معروف و در برابر و بيادشان در اين كه دفن و غسل و كفن كردن مردگان مسلمانان و نماز ميت خواندن برايشان واجب است و مردهء مؤمن همان حرمت و احترام را دارد كه زنده اش .
بنابر اين ، اصحاب پيامبر اكرم ( ص ) اگر دانسته و عمدا از اين آيات و احاديث تخلف كرده باشند بايد بگوئيم همگى فاسق و زشتكار بودهاند اگر نگوئيم با قيام عليه حاكم و پيشوائى كه اطاعتش واجب بوده است از دين بيرون رفتهاند .
هرگاه چنين نظرى را دربارهء جمع اصحاب پيامبر ( ص ) نخواهيم بپذيريم بايد همهء آنچه را از ايشان در خصوص عثمان خليفهء وقت سر زده است بر اين حمل كنيم كه وى از راه راست دين بدر شده است ، و اصحاب رسولخدا متفق بودهاند بر اين كه عثمان نميتوانسته از مصاديق آن آيات مباركه و احاديث شريفه باشد و آن اوامر و نواهى كه در مورد مؤمنان و مسلمانان آمده شامل وى نميگشته است .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 45
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٤٥