لكن هيچيك از اين دو نظريه و رأى را نميتوان به آسانى پذيرفت و به آن تن در داد ، نه آن نظريه را دربارهء جمع انبوه مهاجران و انصار و همهء اصحاب ، و نه اين نظريه را دربارهء عثمان ! زيرا اصحاب بعقيدهء آنجماعت همگى عادل و راستروند و بايشان اعتماد و اتكا مىشود و به گفتار و نقل و كردارشان استناد شرعى و فقهى ميكنند و به ايمان آنان يقين دارند و ميگويند مصاحبت با پيامبر ( ص ) آلايشهاشان را بزوده و نفوسشان را پاك و منزه گردانيده است ، و نيز ميدانيم در ميان انبوه مخالفان عثمان - كه كار را به قتل او رساندند و به آن رفتار دربارهء جنازه اش - باقيماندهء گروه ده نفره اى كه بعقيدهء آنجماعت مژدهء بهشت يافتهاند وجود داشتهاند از جمله طلحه و زبير ، حتى شخص طلحه در آن كشمكشها از همه تندروتر و سختگيرتر بوده و بر خوردهاى او با عثمان كاملا ثابت و مشهور است . همچنين در ميان آنها شخصيتهاى برجسته و ممتاز و پر فضيلتى چون عمار ياسر و مالك اشتر و عبد اللَّه بن بديل بودهاند و در حضورشان امام مسلمانان و مولاى متقيان امير مؤمنان على عليه السلام آن كه در آن هنگام همه شايستهء خلافت ميدانستهاند و در برابرش سر تعظيم و اطاعت فرود آورده بودند . آيا ممكن است امام با اينحال در برابر آن كارهاى سهمگين كه نسبت به عثمان و حاكم وقت روا شمرده ميشده ساكت مانده و به ممانعت و نهى و اعتراض برنخيزد ؟ در حالى كه ميدانيم او از همهء خلق به نواميس شريعت و احكام اسلامى داناتر بوده و به راه راست دين واردتر ، و بيقين ميدانسته كه چنين كارها در مورد مسلمان گناهى بزرگ و خطرناك است .
شك نيست كه سكوت امام ( ع ) در برابر آنهمه كارها در حق عثمان معنى خاصى داشته است همان كه سكوت و تشويق و شركت و همداستانى همهء مهاجران و انصار و بالاخره جماعت پر شمار اصحاب پيامبر اكرم ( ص ) داشته است . شايد امام ( ع ) در آن بحران و تنگناى دهشتناك موضع بيطرفى اختيار كرده و اختيار بيطرفى را در برابر آنچه جريان داشته جايز و روا ميدانسته است ؟ من نميدانم !
به آسانى نميتوان گفت كه بيشتر اصحاب از آن حوادث و جريانات بى اطلاع بودهاند يا تصور نميكردهاند كه كار بآنجاها بكشد يا از آن جريانات ناراضى بودهاند ،
الغدير ( فارسي ) — صفحة 46
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٤٦