تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
يا به آسانى در نمىيابند . اصحاب كه شاهد و ناظر عثمان و كارها و رويه اش بوده‌اند چنان كه گذشت اظهار عقيدهء صريح و محكم كرده‌اند : عائشه همسر محترم پيامبر اكرم ( ص ) ميگويد : نعثل را بكشيد ، خدا او را بكشد ، او قطعا كافر شده است . و به ابن عباس ميگويد : مبادا مردم را از اين ديكتاتور ( ى كه از حكم خدا سرپيچى و نافرمانى كرده است ) دور سازى . عبد الرحمن بن عوف به امام على بن ابيطالب ( ع ) ميگويد : اگر ميخواهى شمشيرت را بردار و من هم شمشيرم را بر ميدارم ، زيرا او ( يعنى عثمان ) تعهداتى را كه در برابر من ( بهنگام بيعت ) كرده زير پا نهاده است . و ميگويد : پيش از اينكه به سلطنت ادامه دهد كارش را بسازيد ( يعنى او را بكشيد ) . و به عثمان ميگويد : با خدا عهد مىبندم كه هرگز با تو حرف نزنم . طلحه به مجمع بن جاريه - هنگامى كه گفت : به خدا فكر ميكنم شما او را خواهيد كشت - گفت : اگر كشته شود نه فرشتهء مقرب است و نه پيامبر مرسل . و ديديم كه طلحه در نبردى كه در اطراف خانهء عثمان در گرفت از همهء مردم در كشتن او بيشتر اصرار و جديت داشت ، و بالاخره بقصاص شركت در قتل عثمان كشته شد . زبير ميگويد : او ( يعنى عثمان ) را بكشيد چون دينتان را تغيير داده است . و ميگويد : عثمان فردا ( ى قيامت ) لاشه اى افتاده بر صراط خواهد بود . عمار ياسر - در اثناى جنگ صفين - ميگويد : خدا پرستان ! همراه من ( براى جنگ ) بسوى جماعتى بشتابيد كه ادعا ميكنند بخونخواهى كسى برخاسته‌اند كه بر خويشتن ستم روا داشته و بربندگان خدا بموجب چيزى غير از آنچه در قرآن است حكومت كرده است . و ميگويد : هيچ دريغى در درون خويش دلسوزتر از اين نمييابم كه چرا گور عثمان را نشكافته و نعشش را به آتش نسوختيم .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 48 | جمعي از مترجمين / جلال الدين فارسي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)