تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣
چسبيده اى ، بنابر اين هر گاه تو از حكومت استعفا دهى آنها از جنگ براى حمايتت دست خواهند كشيد . » بلاذرى و ديگر مورخان مينويسند : « وقتى به مصريان و ديگر كسانى كه در محاصرهء عثمان شركت جسته بودند اطلاع رسيد كه او به عبد اللَّه بن عامر و معاويه چه نوشته است كار را بر او سختتر گرفتند و محاصره اش را تنگتر ساختند و به اين كه كارش را با كشتنش خاتمه دهند راغبتر گشتند . در محاصره ، طلحه بر مردم چيرگى سياسى يافته بود ، و به آنها دستور داد نگذارند كسى نزد عثمان برود يا از خانه اش خارج شود يا آب به او برسد » ام حبيبه « دختر ابو سفيان با مشك كوچكى آب در هنگام شدت محاصره آمد ، نگذاشتند وارد خانهء عثمان شود ، گفت : او قيّم خانوادهء ما و عهده دار سرپرستى يتيمان ما است و من مىخواهم در اين باره با او مذاكره كنم . در نتيجه ، به او اجازهء ورود دادند ، و او آن مشك كوچك آب را به عثمان رسانيد . جبير بن مطعم ميگويد : عثمان بطورى در محاصره قرار گرفت كه به آبى جز حوضچهء خانه اش نميتوانست دسترسى داشته باشد . به همين جهت نزد على ( ع ) رفتم و گفتم : آيا به اين راضى هستى كه خويشاوند تو چنان محاصره شود كه به خدا نميتواند جز از حوضچهء خانه اش استفاده كند ؟ گفت : پناه بر خدا ! آيا او را به اين حال در آورده‌اند ؟ گفتم : آرى . پس بسراغ مشكهاى آب رفته آنها را به عثمان رسانده او را سيراب كرد . چون جنگ در گرفت و در آن نبرد ، زياد بن نعيم فهرى با عده اى از ياران عثمان كشته شدند ، مردم همچنان به زد و خورد ادامه دادند تا عمرو بن حزم انصارى درب خانه اش را كه در همسايگى عثمان بود بگشود و مردم را صدا زد ، و مردم از خانهء او بر مدافعان عثمان تاختند و در داخل خانه با آنها جنگيدند تا شكست يافتند ، و درب خانه را به روى آنها باز گذاشتند تا بگريزند و گريزان به خيابانهاى مدينه ريختند و عثمان با تنى چند از خانواده و يارانش تنها ماند و با او كشته شدند و عثمان رضى اللَّه عنه كشته شد . » ابن سعد و طبرى از قول عبد الرحمن بن محمد مينويسند : « محمد بن ابى بكر