تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
اما بيرون پريده به بيابانها و به ميدان و هدف تير و شمشير و در حالى كه فرزندانش بدفاعش مىجنگيدند - با نيزه و با تير و با تيغ . طلحه و زبير ، پردهء حرمت عائشه را بدريدند - همين كار نمودارشان است و براى معرفيشان كافى ! ( 1 ) گرداگرد جمل را جماعتى بىسر و پا گرفته بودند و عناصرى سودجو و فرصت طلب كه در پى جنگ و چپاول بودند ، جمعى از قبيلهء « ضبه » و « ازد » كه مدفوع آن شتر را از روى زمين جمع ميكردند و گلوله ميساختند و بوئيده ميگفتند : به ! به ! پشكل شتر مادرمان چه خوشبو است ، بوى مشك ميدهد ! چنان كه در سپاه معاويه كسى جز بىسر و پايان نبود و جز عوام نادان و گله وار كه امير المؤمنين در وصف آنها همانروزها فرمود : « به نبرد باقيماندهء قبائل مشرك و مهاجم عرب بشتابيد ، به نبرد كسانى كه دربارهء فرمايش خدا و پيامبرش ما ميگوئيم خدا و پيامبرش راست گفته‌اند و آنها ميگويند خدا و پيامبرش دروغ گفته‌اند ! ( 2 ) » قيس بن سعد در گفتارى ميگويد : « آيا همراه معاويه كسى جز عرب بيابانگردى كه از آزادشدگان فتح اسلامى است يا يمنىيى كه بفريبش كشانده‌اند ديده مىشود ؟ ! » و عمار ياسر ميگويد : « موضع ما درست همان جائى است كه زير پرچمهاى پيامبر خدا در جنگ بدر و احد و حنين داشتيم . و آنجماعت درست در موضع پرچمهاى قبائل مشرك و مهاجم قرار دارند » . ( 3 ) و مالك اشتر ميگويد : « بيشتر پرچمهاى شما همان پرچمهائى است كه همراه پيامبر خدا بوده . و همراه معاويه پرچمهائى است كه همراه مشركان در جنگ عليه
هامش
( 1 ) تاريخ طبرى 5 / 176 . ( 2 ) بنابر روايتى كه « بزار » با دو سند ثبت كرده و در « مجمع الزوائد » هيثمى 7 / 239 آمده است . ( 3 ) كتاب صفين 363 - شرح ابن ابى الحديد 1 / 506 .