از ديگران است » . احمد حنبل حديث ديگرى آورده به اين مضمون كه هر كس پس از خروج امام جماعت ( از مسجد ) از روى گردن مردم عبور كند يا دو نفر را كه كنار هم نشستهاند پس زند براى عبورش چنان است كه پشت خويش به آتش ( دوزخ ) كشيده باشد . و پس زدن دو نفر به اين هم اطلاق مىشود كه كسى دو نفر را از جايشان بكنارى زند تا بين آن دو بنشيند ( 1 ) . شوكانى در « نيل الاوطار » ميگويد : « هر كه پيش از ديگران جاى مباحى را خواه در مسجد يا غير مسجد و روز جمعه يا غير آن و براى نماز يا عبادتى ديگر بگيرد براى توقف در آن جا از ديگران ذيحقتر است و بر ديگران حرام است كه او را از آنجا بلند كرده خود بنشينند » . ( 2 )
بنابر آنچه گذشت كار عثمان كه عبد الرحمن را از جايش برخيزاند ، - از جائى كه ذيحقتر از ديگران به آن بوده است - و چندين بار با زدن دست بر شانه و پشتش به او اخطار كرده كه جايش را به وى بدهد كار ناروا و حرامى بوده و با سنت ثابت ناسازگار است .
بعلاوه ، مگر قرآن را يكشبه ميتوان ختم كرد ؟ شايد اگر آن شب از شبهاى بلند زمستان باشد و عثمان بلافاصله بعد از نماز عشاء به « حجر » آمده و زبانش روان و بيانش رسا باشد - كه ما هيچيك را نميدانيم و براى ما قطعى نيست - احتمال ميرود كه ممكن باشد .
وانگهى مگر عثمان همان كسى نيست كه وقتى به منبر بالا رفت لرزه بر اندامش افتاده سر شكسته خاموش ماند و پس از دقائقى گفت : ابو بكر و عمر براى چنين مناسبتها و منبر رفتن گفتارى تهيه ميديدند ، اما من نه نطقى براى اين مناسبت تهيه ديدهام و نه گفتارى آماده نمودهام ، بعدا ميآئيم صحبت ميكنيم ! ( 3 ) كدام سخنران عرب اگر
هامش
( 1 ) مسند احمد حنبل 3 / 417 .
( 2 ) . 3 / 306 .
( 3 ) رجوع كنيد به : جلد هشتم .