كلام اللَّه مجيد را از بر باشد - كلام و گفتار بيمانندى را كه همه معنى و مطلب و رسائى و گويائى است - احتياج به تهيه كردن نطق و سخن و فراهم آوردن مطلب پيدا مىكند ؟ !
اين آدم به قرآنى كه - بنابر آن روايت دروغين - در نسازش ختم ميكرد چرا عمل نميكرد ؟ ! مگر در قرآنى كه ميخواند اين آيهء شريفه نيست : « كسانى كه مردان و زنان مؤمن را بدون اينكه كارى كرده باشند اذيت ميكنند متحمل بهتان و گناهى سهمناك ميشوند » ( 1 ) ؟ ! يا مگر ابوذر و عمار و ابن مسعود و جماعت نيكوكار و پاكدامنى نظيرشان در شمار مؤمنان نبودند كه چنان اذيتشان كرد با تبعيد و آواره ساختن و كتك و شكنجه و اهانت و بهر وسيله اى كه دستش رسيد ؟ ! در آن قرآن مگر اين آيت نيست : « كسانى كه پيامبر خدا را ميآزارند عذابى دردناك دارند » ؟ كه او با ارتكاب كار ناشايستش در شب وفات ام كلثوم - دختر پيامبر ( ص ) - پيامبر خدا را آزرد ، و با پناه دادن به كسى كه حضرتش طرد و لعن كرده بود ، و با تحقير و توهين اصحاب بزرگوارش و سرآمدشان پسر عموى پاكش على بن ابيطالب ، و با تبديل سنت وى و با انحراف از آن . آيا اين فرمايش الهى در آن نيست : « خدا را فرمان بريد و پيامبر را و زمامدارانتان را فرمان بريد » كه او سر از فرمان خدا و پيامبرش در پيچيد و فرمان نبردشان و قرآن و سنت را بارها و در موارد بسيار پشت گوش افكند در مورد جمع و صرف اموال عمومى و صدقات و مالياتهاى اسلامى و زكات ، و توزيع عوايد ، و نماز ، و واگذارى املاك دولتى ، و اوقاف ، و حج ، و نكاح ، و قانون جزاى اسلامى ؟ ( 2 ) مگر در آن حدود الهى بشرح درنيامده است ؟ يا اين فرمودهء پروردگار نيست : « هر كه پا از حدود الهى فرا نهد پس چنين كسان همان ستمگرانند » كه پا از حدود بيرون نهاد و عهد و پيمان خويش گسست و توبه شكست و دست به كارهاى بد فرجام آلود و جنايتها
هامش
( 1 ) احزاب 58 .
( 2 ) در جلد هشتم بتفصيل از آن سخن رفت .