2 - عبد الوهاب بن عطاء
مروزى ميگويد : از احمد حنبل پرسيدم : عبد الوهاب « ثقه » و مورد اعتماد است ؟ گفت : چه ميگوئى ! ثقه و مورد اعتماد ، يحيى قطان است . ساجى ميگويد :
راستگوئى است كه نزد علماى رجال و حديثشناسان « قوى » شمرده نميشود . بخارى ميگويد : به نظر آنان « قوى » شمرده نميشود و رواياتش قابل يادگيرى و حفظ هست .
نسائى ميگويد : « قوى » نيست . ابو حاتم ميگويد : به نظر آنان ( يعنى حديثشناسان ) از لحاظ حديث ، « قوى » نيست . ميمونى بنقل از احمد حنبل ميگويد : سست روايت است . بزار ميگويد : « قوى » نيست ، ولى دانشمندان رواياتش را ياد گرفته ( 1 ) و حفظ كردهاند . ( 2 )
3 - سعيد بن ابى عروة
ابو حاتم ميگويد : پيش از اينكه حواس پرتى پيدا كند « ثقه » و مورد اعتماد بوده است . دحيم ميگويد : اختلال حواس پيدا كرده است . ازدى ميگويد : به طرز بدى هم اختلال حواس پيدا كرده است . ابن سعد ميگويد : « ثقه » و بسيار حديث بوده اما آخر عمرى اختلال حواس پيدا كرده است . ابن حبان مىگويد : اختلال حواسش پنج سال به طول انجاميده است . فقط احاديثى معتبر است كه پيشينيانى مثل يزيد بن زريع و ابن مبارك از او نقل كرده باشند . عبد الوهاب - كسى كه همين روايت را از او نقل كرده - ميگويد : سعيد در سال 47 اختلال حواس پيدا كرد و پس از آن 9 سال زندگى كرد . نسائى ميگويد : هر كه پس از اختلال حواس از او چيزى شنيده باشد بىاعتبار است . ابن عدى ميگويد : هر كه پيش از اختلال حواس از او چيزى شنيده باشد نقلش صحيح و قابل استدلال است و هر كه پس از اختلال حواس چيزى شنيده باشد سخنش
هامش
( 1 ) ياد گرفتن و حفظ كردن رواياتش چنان كه در مورد بسيارى از راويان ضعيف اتفاق افتاده به جهت بررسى و دقت و حصول قرينه است .
( 2 ) تهذيب التهذيب 6 / 451 .