اصحاب پيامبر ( ص ) و مهاجران و انصار به قتل رسيده است .
نميدانم اين نداى پيامبر اكرم ( ص ) را كه سعيد بن مسيب - كه مدتها پس از پيامبر ( ص ) متولد شده - شنيد ، آيا عائشه هم شنيده بوده است و با وجود اين فرياد برميداشته : « نعثل را بكشيد ، خدا او را بكشد ، زيرا او كافر شده است ، » يا به ابن عباس ميگفته : « ابن عباس ! خدا به تو عقل و فهم و قدرت بيان داده است . مبادا مردم را از دور اين ديكتاتور پراكنده سازى . » يا ميگفته : « به خدا ميخواستم عثمان در يكى از همين جوالهايم ميبود و قدرت بدوش گرفتنش را ميداشتم تا او را به دريا مىافكندم » يا به مروان ميگفته : « به خدا ميخواستم تو و همين رفيقت كه اينقدر به سرنوشتش علاقه مندى بپاى هر كدامتان سنگ آسيائى ميبود و بدرون دريا ميبوديد » يا به كسانى كه به خانه اش ميرفتهاند ميگفته : « اين جامهء پيامبر خدا ( ص ) است كه نفرسوده و عثمان سنتش را فرسوده و از بين برده است » يا وقتى خبر قتلش را دريافته گفته : « خدا گورش را گم كند . آن ( سرنوشت ) نتيجهء كارهائى بود كه كرده . و خدا هيچوقت به بندگانش ظلم نميكند » يا گفته : « خدا گورش را گم كند . گناهش او را به كشتن داد .
خدا انتقام كارش را از او گرفت . آى جماعت قريش ! مبادا از كشته شدن عثمان آنچنان كه قوم ثمود از كشتهء خويش ناراحت گشتند ناراحت شويد . » ( 1 )
اين روايت را كه ميگويند در تشبيه عثمان هست آيا آن اصحابى كه گفتار و اظهار نظرها و اعمالشان را دربارهء عثمان ديديم شنيدهاند ؟ ! يا نه ، آن روايت اساسا باطل است و هيچيك از ايشان آن را نشنيده است ؟ ! تو اى خوانندهء عزيز در اين باره قضاوت كن .
راويان بدسرشت و ناقلان ياوه ، تشبيهى از زبان عائشه ساختهاند كه بسيار سهمگينتر و جنايتبارتر از تشبيه سابق است و اهانتش به قوانين اسلام و پيامبرش افزونتر . و چنين :
هامش
( 1 ) همه را در همين جلد ، در مبحث اظهار نظرهاى عائشه بشرح آورديم .