تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
اوس بن ثابت . ( 1 ) عثمان و طلحه اگر چنان كه آنجماعت مدعيند براستى از اصحاب عادل و راسترو باشند و از آنها كه مژدهء بهشت يافته‌اند نه اولى قسم بدروغ ميدهد و نه ديگرى ادعاى ديدن چيزى را كه نديده است مىكند و نه آنچه را شاهد و ناظر نبود اقرار مينمايد . شما ميدانيد اينها را كه بياوه ميگويند چقدر متناقض است با آنچه به صورت صحيح روايات و ثابت از مولاى متقيان امير مؤمنان رسيده است كه ميفرمايد : « من بندهء خدا و برادر پيامبر اويم . و هر كس غير من اين ادعا را داشته باشد قطعا دروغگو است . » ابن كثير در تاريخش مينويسد : اين حديث بصورتهاى ديگر هم آمده است . » ( 2 ) و ابن حجر ميگويد : « آن را از چندين طريق روايت كرده‌ايم » . ( 3 ) اين سخن امير المؤمنين باستناد سخنى است كه پيامبر گرامى به وى فرموده : « تو برادر من هستى و من برادر تو . » هرگاه كسى با تو مخالفت نمود - يا بمعارضه و جدل برخاست - به او بگو : من بندهء خدا و برادر پيامبر خدايم . هر كس جز تو چنين ادعائى بكند قطعا دروغگو است » . ( 4 ) اولين كسى كه منكر اين فضيلت و افتخار على بن ابيطالب ( ع ) گشت عمر بن خطاب بود ، روزى كه آن حضرت را مثل شتر مهار شده اى كشيدند براى بيعت گرفتن از او و فرمود : اگر بيعت نكنم چه ؟ گفتند : در آنصورت بخداى بيشريك قسم كه گردنت را خواهيم زد . فرمود : در آنصورت بندهء خدا و برادر پيامبرش را كشته‌ايد . عمر گفت : اين را قبول دارم كه بندهء خدائى اما اين را كه برادر پيامبرش باشى نه ! ( 5 )
هامش
( 1 ) رجوع كنيد به : سيرهء ابن هشام 2 / 125 - تاريخ ابن كثير 3 / 227 - عيون الاثر 1 / 201 - رياض النضرة 1 / 61 . ( 2 ) . 7 / 335 . ( 3 ) تهذيب التهذيب 7 / 337 - رجوع كنيد به : جلد سوم « غدير » . ( 4 ) رجوع كنيد به : جلد سوم . ( 5 ) رجوع كنيد به : جلد هفتم .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 206 | جمعي از مترجمين / جلال الدين فارسي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)