تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
كه گفته : « روزى كه عثمان كشته شد عقل از سرم پريد » ؟ ! اگر چنين گفته پس چرا قدمى در جهت حفظ احترام و كرامت عثمان بر نداشت و به فرزندان و خويشاوندانش دستور نداد كفن و دفنش كنند و جنازه اش را از زباله دان بر دارند و نماز ميت بر آن بگذارند و در گورستان مسلمانان دفنش كنند ؟ ! لااقل بايد مجلس عزائى برايش ترتيب ميداد و به سوگوارى مىنشست و ذكر خيرى از او ميكرد يا وقتى به خلافت نشست ذكر خيرى از او به عمل ميآورد يا به مزارش رفته فاتحه اى برايش مىخواند و تعاليمى را كه در مورد زيارت گورستان مسلمانان و قبر مؤمن هست به كار مىبست . عثمان چگونه مسلمانى بود كه مرده و زنده اش هيچگونه احترام و كرامت و بزرگداشتى نداشت ؟ ! پس چرا در نطقهايش به رويه و سياست عثمان حمله ميكرد و بباد انتقادش ميگرفت و در برابر همه ميگفت : « سومين نفر از آندسته ( به حكومت ) برخاست و با شكمى انباشته ميان چراگاه و اصطبلش ميلوليد و همراهش خويشاوندان و قبيله اش مال خدا را چنان مىچريدند كه شتر سبزهء نورستهء بهاران را . تا آنگاه كه اركان حكومتش به تزلزل در آمد و كارش گريبانگيرش گشت و دار و دسته اش او را از پاى در انداخت ، » يا دو روز پس از بيعت در نطقى گفت : « هان ! هر قطعه زمينى كه عثمان به تيول كسى داده و به انحصارش در آورده و هر مالى كه از مال خدا به كسى بخشيده به خزانهء عمومى باز گردانده مىشود . زيرا حق ( يا قانون ) قديمى را هيچ چيز باطل نميگرداند . حتى اگر ببينم با آن ازدواجى صورت گرفته يا در شهرستانها پراكنده گشته به جا و حال نخستين آن باز ميگردانم . . . » به عثمان ميگفت : « مروان از تو و تو از او فقط باينطريق راضى ميشويد كه او عقل و دينت را بربايد . تو شتر باركشى را ميمانى كه به هر جا بكشندش كشيده مىشود » . به مصريان مينويسد : « به مردمى كه بخاطر خدا به خشم آمدند و آنهنگام كه در كشور و سرزمين خدا سر از فرمان و قانونش پيچيده شد و حق و قانونش پايمال گشت ، و انحراف از اسلام بر همه جا سياهى گسترد بر نيكوكار و بر بدكار ، بر مقيم و بر مسافر
الغدير ( فارسي ) — صفحة 201 | جمعي از مترجمين / جلال الدين فارسي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)