مالك آن را براى غير متمتع جايز نميداند ( 1 ) ابن عماد حنبلى در كتاب « شذرات » مينويسد : « اين كه عثمان ميگويد : پيامبر ( ص ) به من فرمود : نزد ما افطار خواهى كرد . مقصود از افطار خواهى كرد اين است كه اولين غذائى كه خواهى خورد نزد ما خواهد بود نه اينكه افطار روزه ات نزد ما خواهد بود . زيرا عثمان در آن روز روزه نداشته چون روز دوم عيد قربان بوده و روزه گرفتن در آن جايز نيست » ( 2 ) تأويل و توجيهى كه ابن عماد حنبلى كرده با تحسين و تمجيدى كه مورخان از عثمان بخاطر روزه داشتن در روز مرگش به عمل آوردهاند منافات دارد ، و روزه دارى وى در آن روز امرى است كه آن جماعت نسل اندر نسل باور داشتهاند تا امروز كه مثلا على فكرى هم ميگويد ( 3 ) وانگهى روايتى كه ابن كثير از طريق ابن عمر از عثمان ثبت كرده صراحت دارد بر اينكه روزه دار بوده است : « عثمان ميگويد : پيامبر ( ص ) را در خواب ديدم . به من فرمود :
عثمان ! نزد ما افطار كن . پس عثمان روزه گرفت و همان روز كشته شد . » ( 4 ) همچنين روايتى كه هيثم بن كليب مستندا از نائله دختر فرافصه - همسر عثمان - نقل كرده است .
ميگويد : « وقتى عثمان به محاصره در آمد ، روزى را كه در آن به قتل رسيد به روزه بسر آورد . بهنگام افطار از محاصره كنندگان آب خواست ، ندادند و گفتند از آن فاضل آب بخور - و گودالى در خانه اش بود كه كثافات در آن مىريختند . عثمان آن روز افطار نكرد . من سحرگاهان همسايه اى را بر سر قنات ديدم و از او آب خواستم . كوزه اى آب به من داد . به خانه آوردم و به عثمان گفتم : اين آب گوارائى است كه برايت آوردم .
نگاهى انداخت . سپيده بر آمده بود . گفت : روزه گرفتهام . پرسيدم : از كجا آوردى من نديدم كسى برايت آب و نان بياورد ؟ گفت : پيامبر خدا ( ص ) را ديدم كه از اين سقف در آمده و سطلى آب در دست دارد و ميفرمايد عثمان ! بنوش . نوشيدم تا
هامش
( 1 ) المحلى ، ابن حزم 7 / 28 - نيل الاوطار 4 / 353 .
( 2 ) . 1 / 41 .
( 3 ) احسن القصص 3 / 164 .
( 4 ) تاريخ ابن كثير 7 / 182 .