عثمان روبروى او بى كفن و دفن ماند ، ،
و دستى كه به آزارش بلند شده آزاد و رها
نميدانم اين كار على از روى كينه بوده ،
يا نه ، از سر پاكدامنى و پرهيزكارى ؟
« در اختلاف مردم بموجب قانون اسلام قضاوت كن و از دلخواه و موازين خيالى پيروى منما زيرا ترا از راه خدا بدر خواهد برد ، » « در صورتى كه پس از دريافت مايهء دانائى ( و قانونشناسى ) از دلخواه آنان پيروى نمائى در برابر خدا حامى و حافظى نخواهى داشت . ( 1 ) »
17 - ابن ابى الدينا از طريق فرج بن فضالهء دمشقى از مروان بن ابى اميه از عبد اللَّه بن سلام روايتى ثبت كرده است . ميگويد : « نزد عثمان كه در محاصره بود رفتم تا سلامى به او كرده باشم . به من خوشامد گفت . و افزود : همين ديشب پيامبر خدا ( ص ) را در اين پنجره ديدم - و اطاقش پنجره اى داشت - به من فرمود : عثمان تو را محاصره كردهاند ؟ گفتم : آرى . پرسيد ترا تشنگى دادهاند ؟ گفتم : آرى . آنگاه سطلى فرو آويخت پر آب . از آن آشاميدم تا سيراب گشتم و خنكى آن را در اندرونم احساس كردم . به من فرمود : اگر بخواهى بر آنان پيروز خواهى گشت و در صورتى كه بخواهى مىتوانى نزد ما افطار كنى . من از آن ميان اين را برگزيدم و پسنديدم كه در خدمت وى افطار نمايم . عثمان همان روز كشته شد . » ( 2 )
امينى گويد : اين سفسطه و دروغبافى از دغلكاريهاى « فرج بن فضالهء دمشقى » است . احمد حنبل دربارهء او ميگويد : روايات نامعلوم و نادرستى از زبان اشخاص مورد اعتماد نقل مىكند . ابن معين مىگويد : سست روايت است . ابن مدينى ميگويد : « ضعيف » است و از او حديث نقل نميكنم . بخارى و مسلم ميگويند : زشت
هامش
( 1 ) در آيهء شريفه است .
( 2 ) انساب الاشراف ؛ بلاذرى 5 / 82 - تاريخ ابن كثير 7 / 182 - رياض النضرة محب طبرى 2 / 127 .