تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
پيامبر ( ص ) بر تن هموار ميساخته است ، و هرگز هيچكس نتوانسته او را از نظريه و اجتهادش بگرداند ، و امام مجتبى - كه از سير لغزش و كار سوئى مبرا و معصوم است - بهيچوجه پدرش را از اجراى دستور جدش - پيامبر اكرم ( ص ) منع ننموده است از اجراى دستور پيامبرى كه به حكم قرآن « سخن بدلخواه نميگويد و سخنش جز وحى منزل نيست » ، و نه امير المؤمنين على ( ع ) كسى بوده است كه از قيام براى بر كندن ريشهء فساد و كفر و انحراف پشيمانى بخورد . اگر كسى چنين حرفى در حق وى بزند چنان است كه گفته باشد حضرتش از به خاك و خون كشيدن سران كفر و شرك در جنگهاى پيامبر اكرم ( ص ) پشيمان گشته و دريغ خورده است . زيرا موضعگيرى و سياستش در هر دو مورد مبتنى بر مصلحت بينى اسلامى و بانگيزهء الهى بوده است و به منظور زدودن كفر و تباهى ، و اگر بر يكى از دو حال افسوس خورده باشد بر ديگرى هم خورده است . وانگهى كدام پاكى و شايستگى در « محمد بن طلحه » وجود داشته است ، در كسى كه شمشير به روى امام و پيشواى مسلمانان كشيده است در حالى كه دستور داشته همراهش جهاد كند و ياريش نمايد ؟ ! حال او به حال پدرش « طلحه » ميماند و چون او از راه بدر گشته و نافرمان و منحرف است . اين است حقيقت . اما جاعلان و دغلكاران خواسته‌اند حقيقت را وارونه نمايند و چيزها بسازند تا كار كسانى را كه با كجاوهء جمل همراه گشته‌اند توجيه و تبرئه نمايند . . . و ساخته و بافته‌اند ، لكن ساخته و بافته شان كجا و حقيقت كجا ! چطور ممكن است على ( ع ) حرفهائى را كه از زبانش خطاب به محمد بن حاطب ساخته‌اند زده باشد ، در حالى كه مسلم است پيش از جنگ جمل و پس از آن سخنها گفته و كارها كرده همهء گوياى رأى و نظرش دربارهء عثمان ، و همه يكنواخت و هماهنگ و همراى . ( 1 )
هامش
( 1 ) رجوع كنيد به : همين جلد ، و جلدهاى هشتم و هفتم .