عمل بموجب قرآن و سنت و روش دو خليفهء پيشين سرباز زده و منحرف گشته و با اين كار عملا پيمان بيعتش را گسسته است چگونه از مسلمانان ميخواهد پيمان بيعتش را حرمت داشته و به تعهد خويش دائر بر فرمانبردارى از او پايبند بمانند ؟ ! همهء مخالفت و كوششهاى مسلمانان و اصحاب اين بوده كه چرا او از قرآن و سنت منحرف گشته و آنها را در عمل زير پا نهاده يعنى نقض بيعت كرده است . آنوقت عثمان پس از اينهمه سر و صدا و فعاليت وسيع سرتاسرى كشور دم از اين مىزند كه مسلمانان و نه او نقض بيعت كردهاند .
بدنبال اين ادعاى بىاساس و ناروا به بسيج لشكر و احضار واحدهاى نظامى استانها برمىخيزد تا اصحاب پيامبر ( ص ) و تودههاى مسلمانان غير تمند را به خاك و خون بكشد . مسلمانان چون وضع را بدينگونه يافتند و ديدند كه در معرض كشتار و غارت و آزارند به چاره جوئى كمر بستند و پيش از اين كه بتواند جناياتى را كه در سر مىپروراند عملى سازد كارش را ساختند . اصحاب چرا نبايد از تهمتهاى ناروا و زشتى كه در نامه هايش به ايشان زده است برآشوبند ؟ در حالى كه آنان مردانى هستند كه به يارى اسلام و پيامبر و پيروانش برخاستند و مهاجران بيكس را پناه دادند و در نبرد با كفار بدانديش و بدخواه فداكارى و جانبازى را به قهرمانى و فراتر از قهرمانى رساندند تا پرچم پر افتخار اسلام برافراشته ماند و برافراشته تر گشت . با اينوصف در نامههاى عثمان و بقلمش به قبائل جنگجو و مشرك و مهاجمان « خندق » و « احد » تشبيه و تمثيل ميشوند ، و اين تشبيهى سخت نكوهيده و زشت و عجيب است !
نكتهء ديگرى كه جالب توجه مىباشد تذبذب و دو روئى عثمان در كار توبه و بازگشت به رويهء اصيل اسلامى است ، توبه اى كه بالاى منبر و در مسجد پيامبر ( ص ) و در برابر اصحاب و اجتماع عظيم مردم مدينه به زبان آورد و بعد در پيمان نامه اى ثبت كرد كه جمعى از معاريف كشور و در رأس آنان مولا امير المؤمنين على بن ابيطالب ( ع ) بر آن شهادت داده و گواه آن شدند و اين اظهار توبهها را - چنان كه قبلا شرح دادهايم - به شهرستانها و استانهاى كشور فرستاد و به اطلاع اهالى آن سامان رسانيد . در تمام
الغدير ( فارسي ) — صفحة 18
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص١٨