را سست و غير قابل اعتماد شمردهاند . بخارى ميگويد : ضعيف ( و كم اعتماد ) است .
و ديگر بار ميگويد : زشت روايت است . نسائى ميگويد : رواياتش متروك و غير قابل اعتنا است . ابن عدى ميگويد : همهء آنچه روايت كرده درست بخاطر سپرده نشده است و او در شمار كسانى است كه حديث و روايت جعل ميكنند . ابن حبان ميگويد : از كسانى است كه روايات جعلى را از قول افراد معتمد و موثق نقل ميكنند . و نميتوان به رواياتش استدلال و استناد كرد . حاكم نيشابورى ميگويد : او روايات جعلى و ساختگى را به اشخاص موثق نسبت ميدهد ( 1 )
نگاهى به نامههاى عثمان
اين نامهها چيزهائى در بر دارد كه براى برانگيختن عواطف مسلمانان و عكس العمل آنان عليه نويسنده اش كفايت مىكند ، و اگر كسى هيچ سوء سابقه اى نداشته و فقط همين چيزها را نوشته باشد مسلمانان عليه او خواهند شوريد و تا او را به كيفر مناسب و مسلم نرسانند از پا نخواهند نشست . از نوشته هايش يكى اين حرف است دربارهء مهاجران و انصار - كه مردم مدينه را تشكيل ميدادند :
« مردم مدينه كافر گشتهاند و سر از فرمانم پيچيده و پيمان بيعت را گسستهاند . »
و اين حرفش دربارهء ايشان :
« آنها قبائل مشرك و جنگجوئى را ميمانند كه در جنگ معروف احزاب به ما يورش آوردند يا آنها را كه در احد به ما حمله ور گشتند .
مقصودش مهاجران و انصار است اصحاب پيامبر اكرم ( ص ) كه همهء اهل سنت متفقند بر اين كه آنان اشخاصى عادل و راسترو بودهاند . و چندان در اين نظر اصرار ورزيده و فرا رفتهاند كه بيش از آن امكان ندارد ، و تا امروز به هر سخنى كه از اصحاب پيامبر ( ص ) رسيده باشد استناد و استشهاد و استدلال ميكنند و هر سخن و عمل ايشان را در مسائل و احكام دينى حجت ميشمارند و در آن طراز و پايه ميدانند كه سنت
هامش
( 1 ) رجوع كنيد به : تاريخ الخطيب 14 / 367 - 372 - تهذيب التهذيب 12 / 27 .