از اينها شگفتتر اين كه حضرتش - چنان كه در « صحيح » آمده و حاكم نيشابورى در « مستدرك » ثبت كرده - نگاه كردن به قسمت ممنوعه و پوشيدنى كودك را روا نميشمارد . از قول محمد بن عياض روايت شده كه : « مرا در كودكى به خدمت رسول خدا ( ص ) بردهاند . پارچه اى بر تنم پوشيده ولى قسمت پوشيدنى بدنم پيدا بوده است .
پيامبر ( ص ) فرموده قسمت پوشيدنى بدنش را بپوشانيد زيرا حرمت قسمت پوشيدنى بدن كودك مثل حرمت همان قسمت بدن مرد بزرگ است . و خدا به كسى كه قسمت پوشيدنى بدنش را بيرون انداخته باشد نظر نمىافكند . » ( 1 )
اگر داستانى كه ابن هشام نوشته كه در كودكى با كودكان بازى ميكرده و پيراهنش را در آورده و بر دوشش انداخته و يكى لگدى به او زده و تشر ، كه پيراهنت را بپوش ، راست باشد كجا با اين احاديث كه مؤلفان دو « صحيح » ثبت كردهاند جور در ميآيد . اگر آن راست باشد معنايش اين است كه ديگر تنش را برهنه نكرده است . در حالى كه مؤلفان دو « صحيح » روايت ميكنند كه در بزرگى بهنگام بناى كعبه و حمل سنگ براى آن دوباره خودش را لخت كرده است . يا اين روايتشان را چگونه با حديثى كه « بزار » از ابن عباس ثبت كرده مطابقت و سازگارى ميدهند : « پيامبر ( ص ) در پى ديوار و درون اطاق شستشو ميكرد و هيچكس قسمت پوشيدنى بدنش را نديده است » و ميافزايد : سند اين روايت نيكو است ( 2 ) . مهمتر از آن اين روايت كه قاضى عياض آورده از قول عائشه - رضى اللَّه عنها - كه « من هرگز قسمت پوشيدنى بدن پيامبر خدا ( ص ) را نديدم » ( 3 ) .
تو اى أم المؤمنين ! ميان ما و اين راويان و ناقلان ياوه ، داور باش و منصفانه در حق كسانى قضاوت كن كه به همسر بزرگ و پاكت چيزهائى نسبت ميدهند كه افراد فرومايه هم از آن عار دارند ، و ميگويند : مردى كه هيچكس حتى همسرش - تو كه از هر كس به خلوت و كارهاى خصوصى او داناترى - قسمت پوشيدنى بدنش را نديده
هامش
( 1 ) مستدرك حاكم 3 / 257 .
( 2 ) رجوع كنيد به : فتح البارى 6 / 450 - شرح مواهب ، زرقانى 4 / 284 .
( 3 ) الشفا ، قاضى عياض 1 / 91 .