تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 13

مساهمون:

ص١٣
شركت داشتند رسيد كه عثمان به عبد اللَّه بن عامر و معاويه چه نوشته است . در نتيجه بر عثمان سختتر گرفته عرصه را بر او تنگ آوردند و در كشتنش شتاب بخرج دادند . »

نامه اش به مردم استانها و شهرستانها

طبرى و ديگر مورخان مينويسند : « عثمان در نامه هايش به اهالى شهرستانها از آنها استمداد كرد و نوشت : بسم اللَّه الرحمن الرحيم پس از سپاس و ستايش پروردگار . . . خداى عز و جل محمد را براستى و با آئين راستين بمثابهء بشارت دهنده و بر حذر دارنده فرستاد تا پيام و اوامر خدا را به خلق رسانيد و در حالى درگذشت كه رسالتش را بپايان رسانده بود و از خويشتن كتاب خدا را بر جاى نهاده كه در آن حلال و حرام و امورى كه مقدر گشته بيان شده است امورى كه بندگان ( خدا ) خوش ميدارند و ناخوش . آنگاه ابو بكر - رضى اللَّه عنه - جانشين گشت و عمر رضى اللَّه عنه . بعد من بدون اينكه اطلاع داشته يا تقاضا كرده باشم بعضويت شورا تعيين گشتم و اين در حضور امت و در برابرش بود . سپس باتفاق آراى اعضاى شورا و در حضور همه شان و در برابر مردم بدون اين كه تقاضا كنم يا دوستى و محبتى در آن تأثير داشته باشد به خلافت برداشته شدم . مردم را بروشى اداره كردم كه مورد قبولشان بود و آن را منكر نميشمردند . و در حكومت ، تابع ( قوانين و اصول اسلام يا اصحاب ) بودم نه آن كه ديگران را به تبعيت خويش درآورم ، پيرو احكام اسلامى بودم نه بدعت گذار ، راه جوى بودم نه اينكه خود را به زور چنان بنمايم . تا آنگاه كه كارها بانجام رسيد و بد خواهى و بد كارى در متصفاتش به جنبش درآمد بدون اين كه جرمى مرتكب شده يا خلافى نموده باشم كينه‌ها و خواستهاى ناروا متوجه من گشت البته باستثناى امضاى آن نامه كه مرا متهم به نوشتنش ميكنند . اينها بدنبال مقصودى ديگرند و به ظاهر چيز ديگرى را عنوان ميسازند و هيچ دليل و مستمسكى هم ندارند كارهائى را انتقاد ميكنند كه خودشان قبلا به آن رضايت داده‌اند و كارهائى ديگر را كه