اين روايت را كه « پيامبر ( ص ) رانش را لخت كرده بود » از دو طريقى كه انس آورده ذكر كرده است ، و توضيح ميدهد كه روايت انس سندش محكمتر است اما روايت جرهد به احتياط نزديكتر ( 1 ) . روايت مورد بحث را وى در تاريخش نيز ثبت كرده ( 2 ) ، و بيهقى در « سنن » ( 3 ) و حاكم نيشابورى در « مستدرك » ( 4 ) . ابن حجر در « اصابه » مينويسد : « اين روايت را احمد حنبل و حاكم ثبت كرده و صحيح شمردهاند . ابن قانع به صورتى ديگر از قول اعرج از معمر روايت كرده كه پيامبر ( ص ) از كنار او كه رانش را لخت كرده بود ميگذشت . . . » ( 5 ) عسقلانى مينويسد : « رجال سند اين روايت رجال صحيحاند باستثناى » ابو كثير « ، زيرا عده اى از او روايت كردهاند اما من نتوانستم او را صريحا عادل و راستگو بخوانم . ابن قانع اين روايت را از طريق وى نيز نقل كرده است . روايت محمد بن جحش با سند ديگرى كه رجالش مورد اعتمادند به دست من رسيده و در كتاب » چهل حديث متباين « نوشتهام » ( 6 ) حافظ هيثمى از قول احمد حنبل و طبرانى نقل كرده و ميگويد :
رجال روايتى كه احمد حنبل آورده همگى ثقه و مورد اعتمادند ( 7 ) .
2 - از على - رضى اللَّه عنه - اين فرمايش پيامبر ( ص ) روايت شده است : « ران - يا رانهايت - را بيرون مينداز . و به ران انسان زنده يا مرده نگاه مكن » ( 8 )
3 - جرهد اسلمى از رسولخدا ( ص ) نقل مىكند : « من پارچه اى بر تن داشتم و رانم عريان شده بود . پيامبر ( ص ) از كنارم بگذشت و گفت : رانت را بپوشان ، زيرا ران از اعضاى پوشيدنى بدن است . »
هامش
( 1 ) « صحيح » بخارى ، باب ما يذكر فى الفخذ 1 / 138 .
( 2 ) تاريخ بخارى 1 - 1 / 12 .
( 3 ) . 2 / 228 .
( 4 ) . 4 / 180 .
( 5 ) . 3 / 448 .
( 6 ) فتح البارى 1 / 380 .
( 7 ) مجمع الزوائد 2 / 52 .
( 8 ) سنن بيهقى 2 / 228 - مستدرك حاكم 4 / 180 - نيل الاوطار 2 / 48 .