نموده و اعتنائى به حضورشان نكرده تا وقتى كسى سر رسيده كه فرشتگان از او در شرمند ، آنگاه رانهاى خويش را پوشانده است .
ميگوئيم : اولا - اين كار را مردان بزرگ و عاليمقام هيچ ملتى مرتكب نميشوند ، و فقط افراد طبقات بىفرهنگ مثل اعراب بيابان گرد ممكن است دست به آن بزنند . پيامبرى كه در وقار و متانتش طعنه به كوهساران مىزند و در معرفت دريائى بيكران است و در حيا چنان كه ابو سعيد خدرى ميگويد : « از دوشيزهء در حجاب شرمگينتر است ( 1 ) و چون چيزى را ناخوشايند داشت در چهره اش مىخوانديم » ، و خدا چنان ادب و اخلاقش آموخته كه هيچ ناپسندى در وى يافت نشده و چندان تهذيبش كرده كه خلق و خويش بدان عظمت رسيده كه در حقش فرمايد : « براستى تو داراى خلق و خوى عظيمى هستى » ، هيچ مؤمن فهميده اى كه او را شناخته و به عظمتش پى برده باشد جرأت و جسارت اين را ندارد كه چنين نسبتى - كه در روايت جعلى و دروغين آمده - به وى بدهد .
ثانيا - شريعتى كه حضرتش آورده و مكتب اخلاقىاش ران را « عورت » و از محلهاى پنهان كردنى بدن شمرده و دستور پوشاندنش را داده است .
1 - احمد حنبل پيشواى حنبليان در « مسند » خويش روايتى از قول محمد بن جحش - خويشاوند پيامبر ( ص ) - ثبت كرده كه « پيامبر ( ص ) از كنار معمر كه در كنار مسجد سر پا نشسته و قسمتى از رانش ديده ميشد بگذشت . به او گفت : رانت را بپوش معمر ! زيرا ران از محلهاى پوشيدنى بدن است . » ( 2 )
با سند و عبارت ديگرى از طريق محمد بن جحش نيز آمده است اينطور :
« همراه پيامبر ( ص ) بودم . از كنار معمر كه رانهايش عريان و پيدا بود بگذشت ، به او گفت : رانهايت را بپوشان : زيرا ران از قسمتهاى پوشيدنى بدن است » بخارى روايت را از همين طريق و دو طريق ديگر - از قول ابن عباس و جرهد - ثبت كرده ، سپس
هامش
( 1 ) بخارى در « صحيح » ، فصل صفات پيامبر ( ص ) . 5 / 203 و مسلم در « صحيح » خويش 7 / 78 ثبت كردهاند .
( 2 ) . 5 / 290 .