تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
از خانه و ديارشان آواره و تبعيد گشته‌اند پندارى مرتكب گناهان بخشايش ناپذير شده‌اند . ابوذر ، آن راستگوى بزرگ كه دين و پيامبر ( ص ) را براستى و از سر صدق تصديق كرد در جريان تبعيد پاهايش مجروح گشت و سرانجام در تبعيدگاه عثمان يكه و تنها درگذشت . اين مختصرى است از شرم نامهء عثمان تا هر محقق و متفكرى انصاف بدهد كه او را چه مايه از شرم و حيا است ، و آيا نشانه اى از حيا در آن هست ؟ يا در همهء آن احوال و شرائطى كه چنين حرفها از دهانش بيرون آمده يا كارها از او سر زده و فرمانها رقم خورده اثرى از آن ملكهء فاضله كه مانع و رادع هر كژى و جنايت و خطا است در آن ديده مىشود . ديگر صفحات زندگى او را از روى اين شرم نامه ميتوان قياس كرد . نكتهء جالب توجه ديگر در اين حكايت ساختگى اين است كه ميگويد پيامبر اكرم ( ص ) از عثمان بيش از ابو بكر ملاحظه كرده و حيا نموده است . در حالى كه اگر روايت ديگرى كه همين جماعت نقل كرده‌اند راست فرض شود چاره اى جز تكذيب اين روايت نميماند . زيرا در آن روايت ( 1 ) ادعا شده كه خدا از ابو بكر شرم كرده و بر اثر آن شرمندگى ، پيامبرش را دروغگو شمرده است ! و در اين روايت ادعا مىشود كه فرشتگان از عثمان شرم مينمايند . پس مقام ابو بكر برتر از عثمان است به لحاظ شرم و حيا . اگر قرار باشد پيامبر ( ص ) از كسى بيش از ديگران شرم نمايد ابو بكر است نه عثمان ، زيرا از آن يك خدا شرم نمود ، و از اين يك فرشتگانش ! پس چگونه پيامبر ( ص ) از كسى كه خدا از او شرم نموده شرم ننمود و از كسى شرم كرد كه فرشتگان از او در شرمند ؟ ! چگونه وقتى ابو بكر وارد اطاق شد خود را جمع و جور نكرد و براى عثمان كرد ؟ ! دگر بار به روايت شرم و حياى عثمان برگرديم و آن را از ديگر لحاظ مطالعه كنيم . سازندهء آن مفتون عثمان بوده و فقط يك چيز را منظور داشته و آن بزرگ كردن عثمان و فضيلت ساختن براى او بوده است و هيچ نينديشيده كه با اثبات چنين فضيلتى براى عثمان همان فضيلت را از پيامبر اكرم ( ص ) سلب مينمايد ، يا انديشيده و در اين كار تعمد داشته است ! به پيامبر گرامى نسبت داده كه رانهاى خويش را در برابر اصحابش عريان
هامش
( 1 ) در جلد هفتم گذشت .