تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
شرم و حيا ثمرى جز خير و نيكى ندارد . ( 1 ) مناوى در شرح اين حديث ميگويد : « زيرا كسى كه از مردم خجالت بكشد كه در برابرشان كار زشتى انجام دهد به اين حال كشانده خواهد شد كه از پروردگارش بيش از مردم خجالت بكشد . در نتيجه هيچيك از وظايفش را فرو نميگذارد و دست به خطا و گناه نميزند . ابن عربى ميگويد : شرم و حيا اين است كه انسان كارى نكند كه اگر ديگران بفهمند چنان كارى انجام داده خجالت بكشد . مؤمن ميداند كه خدا هر كارى را كه او بكند مىبيند ، به همين جهت از او خجالت ميكشد كارى انجام دهد كه مايهء شرمسارى است ، و نيز چون ميداند در قيامت كارش را كيفر خواهد داد خجالت ميكشد و آنچه را مايهء شرمندگى است ترك مينمايد . اين است شرم و حيا . به همين سبب است كه شرم و حيا ثمرى جز خير و نيكى ببار نمىآورد . شرم و حيا در حقيقت خوئى است كه انسان را به ترك كار ناپسند و اميدارد و نميگذارد در حق ديگران كوتاهى نمايد . يكى از حكيمان گفته است : هر كه جامهء شرم پوشيد هيچكس عيبش نديد . » ( 2 ) اكنون بيائيد در زندگانى عثمان تأمل و جستجو كنيم شايد چيزى بيابيم كه ثابت نمايد او شرم و حيائى داشته است . نگاهى به كارهاى او كه ذكر كرديم و حرفهايش و گفتگو و ترك وظائفى كه از او سر زد ، روشن ميسازد كه نشانه اى از شرم و حيا در آنها نيست . و اگر ذره‌اى شرم و حيا در او بود چنان كارها از او سر نميزد و آن حرفها را به زبان نمىآورد و در انجام آن وظائف كوتاهى نمىنمود . او شرم و حيا نداشته است تا چه رسد به اينكه با حياترين فرد بشر يا پر شرمترين فرد امت اسلامى باشد يا فرشتگان از او شرم داشته باشند ! بار ديگر اين كارها و حرفهايش را به ياد آوريم و از نظر بگذرانيم تا وجود حيا و مقدار شرمش را به درستى دريابيم : به مولاى ما امير المؤمنين على عليه السلام ميگويد : به خدا قسم تو در نظر
هامش
( 1 ) بخارى و مسلم و ابن ماجه و منذرى آن را روايت كرده‌اند . ( 2 ) فيض القدير 3 / 427 .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 143 | جمعي از مترجمين / جلال الدين فارسي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)