كه مهياى دفاع شده بودند گفت : هر كدامتان كه شمشيرش را غلاف كند آزاد خواهد بود . تن به قضا سپرده و تسليم پيشامدها شده بود . عده اى از اشرار از بام خانه به درون راه يافتند و به اطاقش درآمده او را كشتند در حالى كه قرآن در برابرش نهاده بود و سورهء بقره را تلاوت مينمود . قطره خونى بر اين آيت ريخت : خدا در عوض توبه حسابشان خواهد رسيد و به سزاشان خواهد رساند . . . و در آنهنگام روزه دار بود » ( 1 )
شايد اين نويسنده پس از مطالعهء « الغدير » به مواردى از كتابش كه بايد تجديد نظر به عمل آورد توجه يابد و آن را از نادرستى و لغزشها بپيرايد و به راه حق و بيان حقيقت بگرايد ، زيرا اين بهتر و پسنديده تر است .
سر دستهء اين گونه اساتيد ، استاد كرسى تاريخ ملتهاى اسلامى در دانشگاه مصر و مدير دانشسراى حقوق اسلامى شيخ محمد خضرى است صاحب كنفرانسهاى معروف كه در جلد سوم به خود و كتابش اشاره رفت و روشن شد كه تا چه اندازه دغلباز است و در حق تاريخ جنايتكار ، و از ادبى كه لازمهء ديندارى است بدور و از ادب و اخلاق دانشمندى بىنصيب و از آدميت بيزار ، و كتابش صندوقى است پر از هرزه درآئى و ياوه گوئى و خطا ورزى ، و صفحات آن آلوده به دروغ و نيرنگ و نسبتهاى ناروا و نظريات سست بىبنياد . با اينهمه كتابش را « تاريخ اسلام » نام نهاده است . اسلام اگر اين تاريخش باشد بايد فاتحه اش را خواند !
وصيت پيامبر والاى اسلام به عثمان !
1 - احمد حنبل پيشواى حنبليان در كتاب حديثش « مسند » مينويسد : ابو مغيرهء « حمصى » ( 2 ) براى ما روايت كرده است از قول وليد بن سليمان « دمشقى » از زبان ربيعة بن يزيد « دمشقى » از عبد اللَّه بن عامر « دمشقى » از نعمان بن بشير « قاضى دمشق » از عائشه - رضى اللَّه عنها - كه پيامبر خدا ( ص ) بدنبال عثمان بن عفان فرستاد تا آمد . پيامبر خدا ( ص )
هامش
( 1 ) ص 163 .
( 2 ) منسوب به حمص از شهرهاى شام .