روايت نميكنم . احمد بن صالح ميگويد : او متهم و بى اعتبار است . نسائى ميگويد :
مورد اعتماد نيست . ابو زرعه ميگويد : بسيار دروغگو است . ابو حاتم ميگويد :
احاديثى كه ابو صالح در آخر عمر روايت كرده و ديگران به دو نامعلوم شناختهاند بعقيدهء من از ساختهها و جعليات خالد بن نجيح است كه ابو صالح رفيق و مصاحبش بوده است . . .
ابو احمد حاكم ميگويد : روايتش سست است . ابن حبان ميگويد : واقعا بد روايت است و از قول اشخاص معتبر احاديثى نقل مىكند بى اعتبار . شخصا راستگو است اما احاديث نامعلوم و نادرستى كه نقل كرده بوسيلهء همسايه اش ساخته شده است . اين همسايه احاديثى از قول شيخ عبد اللَّه بن صالح ميساخته و با خطى شبيه خط شيخ عبد اللَّه مينوشته و سپس در خانه اش به ميان كتابها و نوشته هايش مىانداخته است . شيخ عبد اللَّه به گمان اين كه خط خود او است آن احاديث ساختگى را ندانسته نقل ميكرده است ( 1 )
ب - سعيد بن ابى هلال مصرى . احمد حنبل ميگويد : نميدانم در روايات او چه چيزى رخنه كرده است . ابن حزم ميگويد : « قوى » نيست . ابن حجر ميگويد :
شايد او در اين گفته به سخنى كه امام احمد حنبل درباره اش گفته تكيه كرده باشد . ( 2 )
ج - ربيعة بن سيف اسكندرانى . ابن حبان ميگويد : خيلى اشتباه مىكند .
ابن يونس ميگويد : در ميان رواياتش روايات نامعلوم و بى اساس هست . بخارى ميگويد : احاديثى روايت كرده كه با روايت ديگران مطابقت نمينمايد . نسائى ميگويد :
« ضعيف » و سست روايت است . ( 3 )
4 - احمد حنبل روايتى ثبت كرده است از قول سنان بن هارون از كليب بن وائل از پسر عمر كه رسولخدا ( ص ) از فتنه اى ياد كرده افزود در آن فتنه اين شخص كه روى خود پوشانده بنا حق و مظلومانه كشته خواهد شد . به آن شخص نگريستم .
ديدم عثمان بن عفان است . ( 4 )
.
هامش
( 1 ) تهذيب التهذيب 5 / 256 - 260 .
( 2 ) تهذيب التهذيب 4 / 95 .
( 3 ) . 3 / 256 .
( 4 ) تاريخ ابن كثير 7 / 208 .