به دامن پيچيدند و از حكمتى كه قرآن و سنت در مورد جنگهايش صادر كرده چشم پوشيدند . اين حيله و عذرى است كه سعد بن ابى وقاص تراشيده و عبد اللَّه پسر عمر و ابو هريره و ابو موسى اشعرى و محمد بن مسلمه ، آن بدعت گزاران بيطرفى و قديمىترين كسانى كه سياست مزورانهء كناره گيرى از سياست اجتماعى را دستاويز ساختند .
در حالى كه خود ميفهميدند آن بهانه آورى و عذر تراشى هيچ از مسؤوليت خطيرشان در پيشگاه خداى حكيم و عليم نميكاهد . « آدمى هر چند عذرها طرح افكند از كار خويشتن آگاه است . » ( 1 )
« كتاب عثمان بن عفان »
كتاب « عثمان بن عفان » - نوشتهء « صادق عرجون » مدرس دانشكدهء زبان عربى در مصر - را بايد مورد بررسى قرار داد - در مقدمه مينويسد : « اين نوعى تحقيق در زندگانى خليفهء سوم عثمان - رضى اللَّه عنه - است كه بوسيلهء آن تصويرى از زندگانى وى رسم كردهام . آنجا كه اختصار به حقيقت لطمه نميزد به اجمال برگذاشتم و جائى كه تفصيل باعث ميشد حجتى آشكار گردد يا شبهه اى زدوده شود بتفصيل برگزار كردهام . عوامل اجتماعى و سياسى كه سيرهء اسف انگيز او را در برگرفته است ، عواملى كه جامعهء اسلامى را بشدت و با قوت به خطرناكترين انقلابى كه تاريخ اسلام به خود ديده راند مورد توجه و بررسى من قرار گرفته است .
زندگانى عثمان - رضى اللَّه عنه - را بايستى در كمال آرامش و دقت نظر بررسى كرد تا فضائلى كه در لابلاى افسانههاى بيهوده اى كه حقايق را ببازى گرفته است پوشيده مانده برملا شود و محاسن و مكارمى كه بوسيله روايات غلط از ديده دور مانده آشكار گردد و حقائقى كه به نادرستى آلوده متمايز شود و دروغهائى كه جاعلان ساختهاند و داستانهاى بىاساس با آب و تاب شناخته گردد .
تمام كوشش خود را به كار بردهام تا خطوط اصلى و اصيل زندگانى عثمان -
هامش
( 1 ) آيهء شريفه .