تا آنوقت كه برايم شمشيرى حاضر كنيد كه بينديشد و ببيند و بسخن درآمده بگويد اين يك بر راه راست ميرود و آن ديگرى به خطا .
من مىخواهم مسلك سعد و يارانش را پيش گيرم ، نه از اين دسته دفاع كنم و نه آن را بباد حمله بگيرم ، بلكه در صددم كه براى خويشتن و براى مردم شرايطى را بشناسانم و بشرح آرم كه هر دو دسته را به آشوب و گمراهى كشانيد و به دشمنى خشونتبارى كه صفوفشان را بر هم زد و هنوز پراكنده نگهداشته است و به گمان قوى تا پايان روزگاران پراكنده و در اختلاف نگاه خواهد داشت . آنها كه كتابم را مىخوانند درخواهند يافت كه مسأله مهمتر و ريشه دارتر از عثمان و على و پيروان و مخالفشان بوده است . و اگر كسى جز عثمان هم در آن شرايط و اوضاع به خلافت نشسته بود به همان بدبختىها و آشوبها دچار ميگشت و به همان كشمكشها كه در اطرافش درگرفت و زد و - خوردهاى خونين كه پس از آن . . . »
در اينجا مىبينيم وى همانطور كه تعهد كرده و در ديباچهء كتابش قرار گذاشته براستى از عاطفه و احساسات و از اصول دين برى مانده و از دين پاك اسلام دورى گرفته است و به قضيهء عثمان آزادانه و رها نگريسته است رهاى مطلق از هر چه حق و انصاف است . جريانات اجتماعى آن عصر را آشوبى شمرده كه خردمند در كشاكش آن بايد شتر مرغ شود كه نه شير ميدهد و نه بار ميبرد و بهيچوجه مورد استفاده قرار نميگيرد .
نظريه و سبك تحقيق و اظهار نظر دكتر طه حسين در صورتى ممكن بود صحيح پنداشته شود كه اسلام وجود نميداشت و پيامبر گرامى راه راست را به روى انسانهائى كه در توفان جريانات اجتماعى و اختلافات سياسى و فكرى سرگردانند نگشوده و از سرگشتگى نرهانده و قرآن مجيد حق را از باطل باز ننموده بود . نميدانم او چگونه به خود جرأت ميدهد كه مسلك سعد بن ابى وقاص را تقديس كند ؟ ! آيا محققى كه خود را مسلمان ميداند ميتواند حكم و نظر اسلام را دربارهء آن حوادث و قضايا نديده بگيرد يا فرمايشات پيامبر اكرم ( ص ) را در آن خصوص پشت گوش بيندازد و همهء عواطف انسانى را بهنگام داورى و اظهار نظر در جريانات تاريخى و قهرمانان آن زير پا بگذارد حتى احساسات
الغدير ( فارسي ) — صفحة 107
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص١٠٧