تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
و احساسات و جانبگيرى از دسته و فرقه يا تمايل به مذهبى شود ، و در نوشتن كتاب از همهء اينها و حتى از دين و ايمان برى مانده است . و ادعا كرده كه در بررسى و اظهار نظر در قضاياى عثمان به سادگى گرائيده تا قضاوتش طبيعى باشد و گفتارش در آن خصوص حقيقت محض . اين دكتر چنين پنداشته و ادعا نموده است . لكن تا به تحقيق پرداخته و دست به نوشتن زده از همهء پيراستگى و پاكى ادعايش دور افتاده و يكسره بر هواخواهى و جانبگيرى و تمايلات غرضورزانه تكيه زده است ، و هيچ نياورده و نگفته جز همان ياوه‌ها و دروغها كه دلالان و كار چاقكنهاى عثمانى مسلك ساخته و تعبيه كرده‌اند ، و در راه باصطلاح بررسى و نگارش با زنجيرهاى گران ساخته از افسانه‌هاى پيشينيان قدم برداشته است همان افسانه‌هاى تباه كه طبرى و همدستان و همراهان و استادانش بافته‌اند با همان اسناد سست و متون تقلبى و غشدارى كه پته اش را در اين جلد و جلدهاى سابق به آب انداختيم . هيچ فرقى ميان اين كتاب با ديگر كتابها - كه اين دكتر ادعا كرده مؤلفانش سر به تمايلات و هواخواهى و جانبگيرى سپرده‌اند - نديديم و نيست ، و اين كتاب همانگونه كه خود ناميده « فتنة الكبرى » است « فتنه اى بزرگ » و شورشى گمراهگر عليه حقائق مسلم تاريخى ! مىبينيم وى از بيم انحراف از راه صواب و آلودن به قضاوت نادرست ، موضع بيطرفى اتخاذ مينمايد و ميپندارد بيطرفى همانگونه كه ديروز و در عصر عثمان پسنديده و مايهء عافيت بود امروز هم پسنديده و مايهء صواب است ، و به همين اعتبار مسلك سعد بن ابى وقاص را پيش ميگيرد كه در قضيهء عثمان بيطرفى برگزيد . در ديباچهء كتابش مينويسد : « هنگامى كه قضيهء عثمان پيش آمد و مسلمانان بر سر آن اختلاف پيدا كرده و شديدترين دشمنىهاى تاريخشان رخ داده جمعى از اصحاب پيامبر خود را از شركت در آن به كنارى كشانده و بهيچوجه مسؤوليت آن حوادث را چه كم و چه زياد نپذيرفتند بلكه خود را از دو دستهء متخاصم بر كنار داشته و دين خود را سالم بدر بردند . سخنگوى آنان سعد بن ابى وقاص - خدا بيامرز - گفت : من دست به جنگ نمىزنم