به هيچيك از احزاب و گروههاى اسلامى عليه حزب و گروه ديگر نگرايم و هيچيك از فرقه هائى را كه در قضيهء عثمان با هم اختلاف دارند طرفدارى ننمايم . بنابر اين من نه هواخواه عثمانم و نه شيعهء على ، و نه در اين قضيه چنان مىانديشم كه محاصره كنندگان عثمان مىانديشيدند و مسؤوليت محاصره را بر دوش دارند .
من ميدانم كه مردم در قضيهء عثمان - خدا بيامرز - همانگونه كه در زمان خود او اختلاف نظر داشته و چند دسته بودند پس از آن و تاكنون چند دسته و مختلفند . يكى عثمانى است و هيچيك از اصحاب پيامبر ( ص ) را از ابو بكر و عمر گذشته همپاى او نميداند . ديگرى شيعى است و از پيامبر ( ص ) گذشته هيچكس را همشأن على - خدا بيامرز - نميشناسد حتى ابو بكر و عمر را و تقريبا براى ايندو مقام محترمى قائل نيست . و ديگران ميان اين دو قطب فكرى در گردشند و مثلا در هواخواهى عثمان اندكى ميانه روى مينمايند يا در تشيع و طرفدارى از على ، بطوريكه مقام اصحاب پيامبر ( ص ) را منكر نيستند و پيشاهنگى كسانى را كه در ايمان به اسلام سبقت گرفتند قدر مينهند بعلاوه هيچيك از آنان را بر ديگرى برترى نمىبخشند و معتقدند كه همگى كوشيده و جديت علمى مبذول داشته و براى خدا و پيامبرش و مسلمانان دلسوزى و خيرخواهى نمودهاند منتهى بعضى بخطا رفتهاند و برخى به راه راست ، و هر دو دسته پاداش خواهند برد زيرا عمدا راه خطا نرفتهاند و دانسته به كار بد دست نزدهاند . همهء اين فرقهها به نظريات خويش چسبيدهاند و از آن دفاع كرده در راهش جانفشانى مينمايند ، زيرا دربارهء اين قضيه تفكر دينى دارند و دربارهء آن از روى ايمان داورى مينمايند و در اين انديشه و اظهار نظر در پى حفظ دين و يقين خويشند و جوياى خشنودى خدا .
اما من مىخواهم دربارهء اين قضيه انديشه اى آزاد داشته باشم و رها از عاطفه و علاقه ، و تحت تأثير ايمان و دين قرار نگيرم . انديشيدن و مطالعهء من انديشه و مطالعهء مورخى است كه خود را از تمايلات و عواطف و هواخواهى از هر گونه و بهر انگيزه كه باشد پيراسته است . . . » .
اين دكتر چنين مىپندارد و اظهار ميدارد مايل نيست دستخوش عاطفه و
الغدير ( فارسي ) — صفحة 105
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص١٠٥