عثمان كعب بن عبده را مىزند و تبعيد مىكند
عده اى از اساتيد قرآن ( 1 ) نامه اى به عثمان نوشتند به اين مضمون :
« سعيد ( بن عاص استاندار كوفه ) در سعايت دربارهء جماعتى از مردان پارسا و با فضيلت و پاكدامن زياده روى نموده و ترا واداشته است تا نسبت به ايشان دست به اعمالى بزنى كه در دين روا نيست و ضمنا حيثيت و شهرت را لكه دار ميسازد . ما در مورد امت محمد ( ص ) خدا را بيادت ميآوريم . زيرا چون تو قوم و خويشانت را بر گردن مردم سوار كرده اى از اين بيمناكيم كه بدست تو وضع امت اسلامى به فساد گرايد بدان كه پشتيبانان تو ستمگرانند ، و مخالفانت ستمديدگان . و هنگاميكه سمتگران از تو حمايت نمايند و ستمديدگان با تو مخالفت كنند دو دستگى و اختلاف عقيده و سخن بوجود ميآيد . ما خدا را عليه تو بشهادت ميگيريم و همان يك شاهد كفايت مىكند . تو تا وقتى مطيع خدا و بر راه راست اسلام باشى فرمانده ما خواهى بود ، و جز خدا پشت و پناه و نجاتبخشى نخواهى يافت . »
هيچيك نامشان را در ذيل نامه ننوشتند و نامه را به « ابو ربيعه » ( 2 ) نامى دادند تا به عثمان برساند . كعب بن عبده نيز نامه اى نوشت با نام و نشان و بدست همان « ابو ربيعه » داد . ابو ربيعه وقتى نزد عثمان رسيد عثمان از او نام نويسندگان نامه را خواست ، و او از گفتن آن خوددارى كرد . خواست او را بزند و زندانى كند على ( ع ) وى را از آن باز داشت و گفت : او پيغام آور است و هر چه را
هامش
( 1 ) از جمله ، معقل بن قيس رياحى ، عبد اللَّه بن طفيل عامرى ، مالك بن حبيب تميمى ، يزيد بن قيس ارحبى ، حجر بن عدى كندى ، عمرو بن حمق خزاعى ، سليمان بن صرد خزاعى ملقب به ابو مطرف ، مسيب بن نجبهء فزارى ، زيد بن حصن طائى ، كعب بن عبده نهدى ، زياد بن نضر حارثى ، و مسلمة بن عبد القارى .
( 2 ) مردى از قبيلهء « عنزه » .